صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٤ - ضرورت بيدارى و خنثى كردن تبليغات دشمنان
بشوند؟! شماها نرسيديد به آن حد كه آدم بشويد! كارترها نرسيدند به آنجا كه فكر آدمى بكنند، انسان باشند؛ نه ملت ايران نرسيده كه مىگويند نمىخواهيم مالمان را بدهيم به تو.
ضرورت بيدارى و خنثى كردن تبليغات دشمنان
بيدار بشويد آقايان! اين تبليغات در خارج زياد شده است. حالا هم دارند تبليغات مىكنند. از هر طرف تبليغات كه نمىتوانند اينها مملكت را اداره كنند! اگر اداره كردن كشتن مردم است، همه حيوانات هم مىتوانند اداره كنند! اگر گرگها هم بريزند توى مملكت ما بهتر از اين اداره مىكنند مملكت را. نمىتوانند كدام است؟ مگر مملكت ايران رجال ندارد؟ مگر محصلين نداريم ما؟ اينها يا تارند [١] و در خارج از كشور به سر مىبرند و جرأت نمىكنند بيايند در ايران، يا در خود ايران در انزوا هستند. وقتى كه تو بروى و اين رژيم برچيده بشود، اشخاص لايق صحيح مىآيند اداره مىكنند مملكت را. نمىتوانند كدام است؟ شماها نمىتوانيد كه اين قدر سر و صدا بلند شده است؛ و نمىتوانيد هم الآن بخوابانيد. الآن شما نمىتوانيد اداره كنيد مملكتتان را، خوب برويد وقتى نمىتوانيد ... خودمان اداره مىكنيم.
تبليغات زياد است؛ شما هم توجه بكنيد، شماها هم تبليغ بكنيد. در مقابل اين تبليغات، تبليغ بكنيد. بگوييد اينها نمىتوانند اداره كنند. بهتر از اين چه؟ الآن نمىتوانند. بهتر از اين چه؟ همه كار مملكت الآن لنگ است. الآن همه در اعتصابند، از باب اينكه همه ناراضى هستند. شما يك عده ناراضى، يك مملكتِ ناراضى درست كردهايد! اگر كسى بتواند يك مملكت را اداره كند كه اين قدر ناراضى پيدا نمىكند. شما نمىتوانيد اداره كنيد! وقتى نتوانستيد، همه ناراضى. تاجر بروى ناراضى؛ كاسب بروى ناراضى؛ ادارى بروى ناراضى؛ ارتش بروى ناراضى. شما خيال كرديد همه ارتش مثل اين چند تا الدنگ هستند كه به جان مردم افتادند؟! نه، همه اين طور نيستند. آنها به ما پيغام دادهاند ما حاضريم؛ پيغام دادند. اگر وقتش شد آنها هم حاضرند براى كارها. كى را شما راضى قرار
[١] پراكندهاند، مجتمع نيستند.