صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٤ - اعتراف به عدم آزادى
خوب، همين روزنامههاى فعلى ايران كه آن وقت هر چه مىنوشتند؛ فقط فرمايش «اعليحضرت آريامهر» بود و هر چه مىگفتند؛ ثناخوانى و ثناگويى او بود و از آراى ملت هيچ در آن نبود، الآن دارند مىگويند كه ما آزاد نبوديم! همين روزنامههاى خودشان است. همينهايى كه از خودشان هست الآن دارند مىگويند كه ما در اين چيزهايى كه آن وقت مىنوشتيم آزاد نبوديم. حالا هم نمىگذارندشان آزاد باشند. اين هم يكى از چيزهاست. خوب، كدام روزنامه در زمان سلطنت ايشان- حالا سلطنت پدرش كه محل ابتلاى ما نيست، آن يا بدتر از اين بود يا مثل اين بود- كدام يكى از اين روزنامههايى كه ما داريم، مطبوعاتى كه ما داريم، اينها در زمان سلطنت ايشان، از اولى كه سلطنت را متفقين اعطا كردند به ايشان، تحميل كردند اين آدم را به ملت ايران تا حالا، بيايند ببينند كه كدام يك از اين مطبوعات آزاد بوده است و «اعليحضرت» آزاد كرده است؟
علاوه «اعليحضرت» حالا آزاد كردهاند، خوب در يك سال پيش از اين چطور؟ معلوم مىشود كه يك سال پيش از اين آزادى نبوده و ايشان حالا آزاد كردهاند!
اعتراف به عدم آزادى
پس ايشان مجرم است، ايشان خيانتكار است، به منطق كارتر خيانتكار است؛ همين كه مىخواهد او را پاكيزه كند و منزهش كند! خوب، ايشان مىگويد كه الآن دموكراسى تند و قاطعى ايشان عمل كرده است و از اين جهت با ايشان مخالف هستند. خوب، اين دموكراسى تند و قاطع را تازگى اعطا كردهاند؛ چنانكه خود شاه هم مىگويد كه ما اعطاى آزادى مىخواهيم بكنيم. يكى نيست بگويد: آقا تو چه كارهاى كه اعطاى آزادى مىخواهى بكنى؟ آزادىاى كه قانون اساسى به مردم داده است؛ شما اعطا مىخواهى بكنى؟ تو چه كاره هستى كه مىخواهى اعطا بكنى؟ تو بر فرض اينكه سلطنت تو هم يك سلطنت قانونى بوده است، و حال اينكه نيست، هيچ وقت سلطنت نبايد بكنى؛ تو در اين مدتى كه در كرسى سلطنتِ غصبِ غاصبانه نشستهاى، همهاش را حكومت كردهاى، هيچ وقت هيچ دولتى خودش اختيار نداشته است كه كارى بكند و همه را تو كردى. همه جرمها گردن تو است. پس با همين منطق كارتر كه حالا آزادى داده است و دموكراسى