صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٣ - تشبثات مختلف شاه براى اغفال مردم
كنيم! ديگر دست اجانب را ما قطع كرديم از اين مملكت! نه شوروى ديگر جرأت دارد كه به ما دست درازى كند و نه امريكا قدرت دارد كه به ما تعدى كند! و اين حرفهايى كه در خطابههايش و هر جا پيش مىآمد، از اين حرفها الى ما شاء اللَّه داشت؛ كه كتابهايش هم كه ملاحظه كرديد چه مسائلى در آن هست: «تمدن بزرگ» و اين مسائل.
و تشبث ديگرش هم به زور بود و ساواك و نظامى، و تسلط پاسبان و نظامى و ساواك و اينها به جان و مال مردم، تا قبل از اين شكوفايى نهضت. وقتى كه، از پيش از يك سال، شكوفايى پيدا كرد اين نهضت و گسترش پيدا كرد در تمام ايران و هر روز هم گسترشش زيادتر مىشود- و ان شاء اللَّه تا آخر هم اين گسترش و اين نهضت هست- در اين بُرْهه از زمان كه اين گسترش پيدا شد، ايشان مختلفْ تشبث كرد و پناهگاه پيدا كرد. يكوقتى با پيش آوردن «دولت آشتى»، و اينكه اين دولت آشتى آمده است كه بر طبق مرام ملت عمل كند! خواستهاى ملت را به ملت بدهد! بعضى كارهاى بچگانه هم كردند. آن همه مراكز فساد در ايران موجود است و مورد پشتيبانى خود شاه و دستگاهش هست، آن وقت: قمارخانهها را ما بستيم يا مثلًا تغيير تاريخ داديم؛ [١] براى خاطر اينكه مردم را اغفال كنند. بعد كه ديدند كه مردم اغفال نشدند و صداى مردم باز هست، و همين مانورى كه داده بودند مردم روشن كردند و بر خلاف آن تظاهرات كردند، متشبث شد به حكومت نظامى! در عين حالى كه دولتْ دولت آشتى بود، حكومتْ حكومت نظامى! و آن طور قتلهايى كه همه مىدانيد، آن طور كشتارهايى كه همه مىدانيد. اولْ حكومت آشتى، دولت آشتى، دنبال آن وقتى اين نشد سرنيزه و حكومت نظامى! لكن مردم مملكت ما، كشور ما به اين هم اعتنا نكردند. اين تحولى كه در روحيه جامعه ما پيدا شده است كه نظير در هيچ جا ندارد، در خود تاريخ ايران همچو نظيرى از براى آن نيست؛ اين نحو تحول روحى از براى يك جامعهاى، آن هم تحول فراگير كه همه اطراف مملكت را فرا گرفته است. حكومت نظامى كه از قوانينش اين است كه- يا از اعلاميههايشان اين است كه- بيش از دو
[١] تغيير مجدد تاريخ، از شاهنشاهى به هجرى.