صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - بىاثر بودن حكومت نظامى و كودتاى نظامى
همچو به همه جهات ملت صدمه وارد بياورند كه نه جناح روحانى و نه جناح سياسى و نه دانشگاه و نه بازار، ديگر تا آخر نتوانند نفس بكشند!
الآن اين وضعى كه ايران پيدا كرده است، اين افعى را زخمى كرده؛ آن چيزهايى كه او در مغزش پخته بود هميشه كه «منم، و ديگر ملت هم همه هوادار من، شاهدوستى در سرتاسر ايران هست، همه به حكم من هستند و كسى مخالف با من نيست، نمىشود باشد»- اينها همه فرو ريخت! اين كنگرههاى خيالى كه به مردم جا زده بودند- واقعيتى نداشت و ليكن يك الفاظ خوشگلِ بَزَك كردهاى تسليم مردم مىكردند- پردهها تا يك حدودى پس رفت و اين كنگرههاى بلند خيالى كه درست كرده بودند، اينها يكى بعد از ديگرى فرو ريخت و آمال و آرزوهايى كه داشت- بسيارىاش- پايمال شد. اين الآن يك افعى زخمى است كه اگر مهلت به او بدهند و ملتْ سردى و سستى از خودش نشان بدهد، اين سر بلند مىكند و اين دفعه زهرش را به تمام اقشار ملت مىريزد، زهرى كه ديگر نتوانند اينها به علاج برخيزند.
بىاثر بودن حكومت نظامى و كودتاى نظامى
همه اين تشبثاتى كه ايشان كرده است، مثل «دولت آشتى» پيش آوردن، و حالا هم ديدند كه آن آشتى از جنگهاى دولتها با هم مثل اينكه بدتر بود! و آن ملايمت، به خيال خودشان، به صورت يك حكومت نظامى خشن درآمد و بعد هم در حكومت نظامى شان شكست خوردند. حكومت نظامى! حالا خودشان ماندند و اعلاميههاشان! اعلام مىدهند كه- اعلاميه نمره چند كه- مردم دو نفر هم همراه هم، بيشتر از دو نفر نبايد همراه هم در خيابانها راه بروند. در مقابل اين، در همان جايى كه حكومت نظامى است پانصد هزار، سيصد هزار بلكه گاهى بيشتر از اينها راه مىافتند در خيابانها و شعار مىدهند و هر چى دلشان مىخواهد مىگويند! حكومت نظامى هم شكست خورد. با شكست خوردن حكومت نظامى و مقابله مشت و تانك، فهميدند كه مشت بر تانك مقدم است؛ اراده ملت بر توپ و مسلسل پيشى دارد.
اينها از كودتاى نظامى هم مأيوسند، ولى ذكرش را مىكنند. كودتاى نظامى! الآن