صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٢ - جنگهاى پيامبر با طاغيان
سى و پنج سال اول، دو تا امپراتورى را اينها شكست دادند! امپراتورى روم و امپراتورى ايران. ايران را فتح كردند، روم را هم فتح كردند. اين افيون است؟! اين اسلام آمده است كه بسازد با كسرى [١] و مردم را بگويد تبعيت كنيد از كسرى؟! اين آمده است كه بسازد با سلطان روم و بگويد به مردم روم- تعليم كند- كه بسازيد با اينها؟! يا اين آمد و دوتا امپراتورى را شكست داد و عقبشان زد براى اينكه عدل را در عالَم و براى اين فقرا ... براى اينكه اين فقرا را آنها مىخوردند، جلويشان را بگيرد؟
مرديكه تو روزنامه حالا اين را مىنويسد! در يك همچو زمانى، اين مطلب را مىنويسد كه افيون است! خوب، پيشتر يك غفلتهايى بوده است، شده است يك غفلتهايى، اما خوب الآن مردم، جوانهاى ما قرآن را نگاه كردند؛ از قرآن هم اطلاع دارند؛ مع الأسف خوب بعضى شان هم همين طورى يك چيزى قبول مىكنند؛ همين طور يك صدايى كه مىآيد اينها دنبالش مىروند؛ يك صدايى بلند بشود، اينها هم دنبالش بروند. اما انسان، آدم بايد اگر يك مطلبى را شنيد راجع به يك نظامى، راجع به يك جهتى مطلبى را شنيد، بايد برود مطالعه كند ببيند صحيح مىگويد اين آدم؟ اين مرديكه كه نوشته است اسلام افيون جامعه ... واقعاً اسلام افيون جامعه است؟!
اين خود اسلام. مىآييم سراغ آنهايى كه- اسلام در زمان خودش، يعنى زمانى كه متن بوده است و پيغمبر بوده و قرآن، پيغمبر بوده و قرآن- بعدش هم در زمانهاى بعدى كه اسلام با چيزها، جنگها، جنگهاى بين همين طايفه طبقه سه بوده با امپراتوريها؛ منتها اسلام همچو قدرتى داده بود به اين عده جمعيت كم، چند هزارى، كه رفتند امپراتورى روم را فتح كردند و امپراتورى ايران را هم فتح كردند. امپراتورى ايران كه وقتى- مثلًا- [در] جنگها كه وقتى تجهيز قوا مىكردند، اسبهايشان چه و- عرض مىكنم- زينهاى اسب طلا و نمىدانم چه، بساطى اينها داشتند، همين سر و پابرهنهها را، همينهايى كه پياده مىرفتند و چند تايشان يك شتر داشتند و البته يكى يك شمشير داشتند، قدرت داشتند،
[١] معرب خسرو؛ لقب پادشاهان ساسانى.