صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٩ - اهتمام به مصالح امت
كه برود دعوت كند فرعون را. حضرت موسى خواهش كردند كه برادرم هم همراهم باشد ... پشت من باشد. بعد امر شد كه برويد شما دو نفر؛ برويد سراغ فرعون و دعوت كنيد فرعون را، شايد آدم بشود، شايد بترسد.
اين مَثْنى وَ فُرادى در اينجا [به اين صورت است كه] حضرت موسى- سلام اللَّه عليه- اول فُرادى بود و مأمور شده بود كه برود؛ بعد، از خداى تبارك و تعالى خواست كه برادرم هم باشد. بعد هم امر شد كه برويد شما دو نفر؛ برويد سراغ فرعون و دعوتش كنيد به حق. همچه نيست كه حالا بايد ما منتظر بشويم براى قيام براى خدا كه وسايل و پول زياد جمع بشود و نمىدانم، توپ و تانك پيدا كنيم. وقتى قيام براى خدا شد، للَّه شد، [تكليف روشن است] مهم اين است كه قيام براى خدا باشد.
اهتمام به مصالح امت
نهضت شما، نهضت براى حق تعالى باشد، براى مصلحت مسلمين. اين چيزى است كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد كه اهتمام انسان داشته باشد به امر مسلمين:
من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم [١]؛
كسى كه صبح كند و مُهْتَم نباشد، اهتمام به امر مسلمين نداشته باشد، مُسْلم نيست. مسلمان اين است كه براى مصالح مسلمين اهميت قائل بشود. مصلحت يك امت الآن در ميان است. مسأله شخصى نيست، كه يك كسى براى شخص خودش بخواهد يك كارى بكند، كارى انجام بدهد، تا كسى عذر داشته باشد كه خودش برود انجام بدهد؛ مصلحت اسلام است كه از همه چيز عزيزتر است. مصلحت يك امت است؛ يك امت سى و چند ميليونى الآن در تحت فشار است هر روز. هر روز كشتهها مىدهند، هر روز حبسيها دارند. الآن كه ما اينجا نشستيم، در ايران نمىدانيم كه الآن چه خبر است. به ما هر روز [خبر] مىرسد به اينكه فلان شهر، فلان شهر، فلان شهر، فلان مدرسه، فلان دانشگاه، مردم قيام كردهاند، مردم نهضت كردهاند، تظاهرات كردهاند. تظاهرات اين طور كه نيست؛ [بدون قربانى باشد] ... اين فشارهايى كه پنجاه سال عقده شده
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ١٦٣.