صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٥ - عاقبت حزب فراگير رستاخيز!
گندمها را مىدهند و پول مىگيرند!
نفت در ازاى پايگاه امريكايى!
از ما نفت مىگيرند و اسلحه مىدهند! اسلحه يعنى چه؟ يعنى چيزى كه بايد پايگاه درست كند امريكا در مقابل- مثلًا- شوروى! بايد در ايران يك پايگاههايى درست كند؛ نفت مىگيرد پايگاه درست مىكند! اين از معجزات امريكاست كه هم نفت ما را مىبرد، عوض اين نفت چه چيز؟ اين هست كه من پايگاه درست كنم در ايران! پايگاه درست كنم. و الّا اين اسلحههايى كه ميلياردها دلار، ميلياردها دلار اسلحه مىدهند، ايران احتياج به اين اسلحه دارد؟! اصلًا همچو كارشناسى ما داريم كه اين اسلحهها را به كار بيندازد؟! شما آسفالت هم كه مىخواهيد بكنيد كارشناس مىآوريد براى آسفالت، آن وقت اين اسلحههايى كه آنها درست كردهاند- و با جهاز فنى- محتاج به اشخاصى است كه فن اين مسائل را داشته باشند، و [در] ايران الفاظش هست، محتوايش نيست. ديگر توپ را كه نمىشود با الفاظ درست كرد! آن را با محتوا بايد درست بكنند. محتوا ما نداريم.
اين اسلحههايى كه آوردهاند و «قيمت» نفت است، كه اين هم يكى از لغات است كه محتوايش را از دست داده، كه قيمت نفت را، «ارز» بايد به ما بدهند. به جاى اينكه به ما «ارز» بدهند، اسلحه مىآورند در ايران براى خودشان يك پايگاهى درست مىكنند، كه اگر يك روز گرفتار شدند اينجا پايگاه داشته باشند! اين وضع ايران است كه زراعتش از آن طرف از دست رفته، نفتش از آن طرف از دست رفته و دارد مىرود، دارند مىبرند، به اين جور مىبرند. از همين جا، از همين مملكت «متمدن»، در ازاى نفت، طياره- نوشته بود- سيصد و پنجاه ميليون دلارى و پانصد و پنجاه ميليون دلارى! اين طياره را مىخواهيم چه كنيم ما؟ ما مىخواهيم بين مشهد و قم [و] تهران برويم، طياره سيصد و پنجاه ميليون دلارى- آخر من تصورش را نمىتوانم بكنم- آن بايد بدهد به ما! نفت ما را ببرد، اين هم مال اينجا- همه جا همين طور است.
عاقبت حزب فراگير رستاخيز!
وضع ما اين طورى است كه الفاظ خيلى جالب «اصلاحات ارضى». چه بساطى، مثل