صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٣ - قرارداد كاپيتولاسيون و سابقه آن در ايران
خودشان بلدند چه بكنند! معنى اثباتش اين است كه ايشان براى آن، آن قدر [تبليغات] كردند و آن شخصى هم كه در مجلس آورد [١] آن قدر براى آن نوحهخوانى كرد، اين است كه هر فردى از افراد امريكايى در اينجا مصون است! كسى حق ندارد، دادگسترى حق ندارد كه اگر اين كارى كرد بخواهد او را- عرض بكنم كه- ارتش حق ندارد در اين امر دخالت كند، هيچ كس حق ندارد در اين امر دخالت كند، اين بايد مستقيماً در پيش خود امريكايىها و در سفارتخانه يا در- فرض كنيد كه- خودِ مملكت امريكا، اين قضيه بايد حل بشود! آن هم كه معلوم است راه حلش چيست! اين را مىگويند كه يك چيز خوبى است؟! خيلى خوب واقع شده كه مصونند اينها و- عرض مىكنم كه- هيچ كس حق ندارد به آنها [اعتراضى] بكند؛ اما اگر شخص اول اين مملكت (هر كس هست، هر زهر مارى اگر هست به اصطلاح شما) اگر چنانچه يك فراشى از آنها را زير بگيرد، اين بايد محاكمه بشود! از آن طرف هيچ شما حق نداريد انتقاد كنيد اما از آن طرف خير، بايد محاكمه بشود! خوب، اين را مىگويند كه يك چيز خوبى است؟
و آن كسى كه مىگويد نظام شاهنشاهى ايشان بايد باقى بماند و شاه بايد باشد و سلطنت بكند و چطور، مىگويد اين وضع تا حالا خوب بوده و بايد شاه باشد؟! يا خير، اين وضع را قبول ندارد و مىگويد نه اين وضع خوب نيست؟ اگر مىگويد خوب است اين وضع، خوب يكى بنويسد امضا كند كه اين وضع را ما قبول داريم؛ خيلى هم خوب است. يك فراشى از آنها را اگر ما اذيت كرديم بايد آن طور بشود، يك كس بزرگى از ما را اگر چه كردند آنها، نبايد در آنها چه بشود! اين هم گمان ندارم كه يك آدم، يك انسانى بتواند بنويسد. بله، بعضى از اينها اصلًا از وضع انسانيت خارج شدند مثل خود «اعليحضرت» كه اصلًا روح انسانيت از او رفته است؛ يك روح ديگرى است الآن در او، نه روح انسان. لهذا حرفها همين طورى چرت و پرت خيلى گفته مىشود؛ مىگويد. اين هم كه كسى نمىتواند اين طور بگويد.
[١] حسنعلى منصور، نخست وزير وقت.