صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٨ - راهى براى آشتى نمانده
سى ميليون دشمن شخصى است؟!
راهى براى آشتى نمانده
اين اين قدر خيانت كرده است و اين قدر جنايت كرده در اين مملكت كه ديگر راه آشتى نيست. راهى نيست كه كسى بگويد كه شما اشتباهاتتان تا حالا هيچ! حالا از اين به بعد ان شاء اللَّه اشتباه نمىكنى! راه نگذاشتى براى اين كار. امكان ندارد يك همچو مطلبى. اگر يك روحانى، يك سياسى، يك بازارى، يك دانشگاهى، بخواهد بگويد كه بياييد- به مردم بخواهد اين را بگويد- بياييد با هم خوب، سازش كنيد، شاه امروز آمده توبه كرده- عرض كنم كه- استغفار كرده، خوب، بياييد ببخشيد، اين را مردم خائن مىدانند! چه چيز را ببخشيم؟! چه؟ مگر يك مطلبى است قابل بخشش؟ آقا بچهها و جوانهاى ما را به خون كشيده، چه چيز را ببخشيم ما؟ مملكت ما را به باد داده اين آدم، كجايش را ببخشيم؟ از حالا به بعد چى؟ خاندانهاى مردم را به عزا نشانده، حالا بسم اللَّه الرحمن الرحيم، تمام شد قضيه؟! «ببخشيد من اشتباه كرده بودم» اين حرف شد در عالَم؟! براى كى اين حرفها را، اين مىزند؟
در هر صورت، مسير همين است. غير از اين، هر كس غير از اين فكر كند خائن به ملت است، خائن به مملكت است. هر كس غير از اين فكر كند خائن به اسلام است. اگر اين را مهلت بدهيد، فردا نه اسلام براى شما مىماند نه مملكت براى شما مىماند نه خاندان براى شما مىماند. مهلت ندهيد اين را. فشار بدهيد اين گلو را تا خفه بشود.
ان شاء اللَّه خداوند همه شما را توفيق بدهد؛ مؤيد باشيد؛ موفق باشيد. و خداوند اين اربابها را از سرِ ما كوتاه كند. اربابها از اينها بدترند.