صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٠ - مبارزه با اسلام و روحانيت، نقشه قديمى استعمار
مقابل ابرقدرتها بايستند.
مبارزه با اسلام و روحانيت، نقشه قديمى استعمار
در داخله هر مملكتى، مثل حالا [ى] مملكت ايران، كوشش كردند به اينكه در داخله ايران از راههاى مختلف يك كارهايى بكنند كه قوا با هم مجتمع نشوند. آخوند را پيش مردمْ زمان رضا شاه همچو مبتذل كرده بودند كه آخوند نمىتوانست از خانه [بيرون بيايد]، نه از دست دولت، از دست مردم! مردم را اين جور كرده بودند «اين آخوندها همه دربارىاند»! آن دربار داشت آخوندها را مىكوبيد، از آن طرف، اينها مىگفتند اينها دربارىاند! دربارْ آخوندهاى ما را، ملّاهاى ما را داشت مىكشت، در حبس مىبرد مىكشت، از آن طرف هم ملت مىگفت: اينها همه دربارىاند. تزريق كرده بودند آنها كه اين ملّا كه ممكن است در مقابل قدرتها بايستد، بايد بشكنند او را در بين ملت خودش، ملت را از او جدا بكنند؛ وقتى كه جدا كردند از خودش، قوه نيست ديگر در كار. يك كسى كه جلو بيفتد و كار بكند و ملت هم با او همراه باشد نيست. آخوند است؛ آخوند بايد شكسته بشود.
اكتفاى به آخوند نكردند [گفتند]: اسلام افيون است! دين اصلًا افيون است! اين دينى كه همه تحركها به واسطه دين است؛ قرآنى كه آيات قتالش آن طور روشن است، آيات تحركش آن طور روشن است، اسمش را مىگذارند «افيون»؛ يعنى مىخواهد مردم بيچاره را بخواباند تا قدرتمندها بخورند. قرآنى كه به جنگ قدرتمندها آمده است، اينها مىگويند قدرتمندها درست كردهاند كه بيچارهها [را] بخورند! آن نبى اكرم و ساير كسانى كه اسلامى هستند، جنگهايشان با همين قدرتمندها بوده است؛ مع ذلك تزريق كردهاند كه قدرتمندها آوردند اين را روى كار! اينها نقشههاست براى اينكه شماها را جدا كنند، خودتان را از هم و شما را از قرآن جدا كنند. قرآن يك سدى است كه اگر به آن تشبث [١] كنند- و كرده بودند- مسلمين به اين گرفتارى [مبتلا] نمىشدند. قرآن را ما
[١] چنگ زدن.