صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٨ - تكليف ما مبارزه با تبليغات دروغين شاه
بايد به داد اين ملت رسيد. بايد هر كس در هر جا هست كمك كند به اين ملت؛ و الّا اين مرد اساس همه چيز را خواهد برد. حالا بعد از اينكه در كرمان آن فضاحتها را كردند و به اسم نمىدانم «كولى» و كذا- كولى تر از خودشان هيچ كس نيست- به اسم اين حرفها، حالا تازه، بله، فرستادهاند براى اينكه تحقيق كنند ببينند كه كى همچو كارى كرده و كى همچو ظلمى كرده! آقا، ديگر ملت باورش نمىآيد اين حرفهاى شما را. همان اولى كه در آبادان اين كارها شد، خود مردم آبادان ريختند بيرون، فهميدند كه اينها خودشان كردهاند؛ براى اينكه شواهد بود كه اگر كسى و اگر يك آدم شلوغكارى مىخواست اين كار را بكند با اين نظم، آتشسوزى را با اين نظم درست كند و مواد آتشزا را با آن نظم درست كند و بعد هم درِ آنجا را ببندد، اجازه ندهد كه بيرون بيايد كسى؛ ... از آنجا مردم صدايشان درآمد. حالا هم هر وقت كشف بشود، مردم خودشان مىگويند. در قبرستان هم كه رفتند، آن همه تظاهر كردند بر خلاف. [١] حالا هم قضيه كرمان همين طور است، قضيه همدان همين طور است، قضيه زنجان همين طور است. حالا ايشان تازه به فكر اين افتاده است كه با اين صورت، مردم را بكوبد. همه مردم مىدانند كه همه ظلمها با دستور اوست. ممكن نيست كه يك شهربانى آتش به [طرف] مردم روشن كند الّا با اذن ايشان. مگر جرأت مىكنند كه آدم بكشند اينها، اگر اذن اين نباشد؟ اگر امر اين، امر اكيد اين نباشد؟
شاه، فرمانده كشتار پانزده خرداد
در پانزده خرداد خود ايشان فرمانده بود، فرمانده قوا، از قرارى كه نقل مىكنند، بود. همه اين جاها فرماندهاش خود اين آقاست. اين مبدأ ولادتى است كه مردم ايران گرفتارش هستند و ان شاء اللَّه خداوند رفع كند اين اساس ظلم را [آمين حضار]؛ اين بيرق را بخواباند ان شاء اللَّه [آمين حضار]؛ و ان شاء اللَّه نزديك است، نزديك است اين كار. اين طور دست و پا زدن، آن حيوانى است كه سرش را بريدهاند و حالا مىخواهد دست و پا بزند.
تكليف ما مبارزه با تبليغات دروغين شاه
لكن همه ما مكلف هستيم؛ همهمان، همه ما تكليف داريم در اينجا كه هر يك از
[١] اشاره به تظاهرات مردم آبادان عليه رژيم در قبرستان اين شهر، پس از فاجعه سينما ركس.