صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٣ - جنايات پنجاه سال اخير، دليلى براى نفى شاه
بدبختيهايى كه اينها داشتهاند، چه از اينكه نگذاشتهاند رشد فكرى بكنند جوانها، و از آن طرف به واسطه زيادىِ مراكز فساد كه مراكز فحشا و فساد و اشاعه اين مراكز، چه از ناحيه اينكه مثلًا مشروب فروشى چقدر هست، اين كازينوها و اين بساط چقدر هست، مجلاتى كه اسباب فساد مىشود و جوانها را فاسد مىكند چقدر در اين پنجاه سال بوده است و ترويج از آنها كردهاند، و راديوها چه حالى داشتند، سينماها چه حالى داشتند، تلويزيونها چه حالى داشتند، همه اينها به واسطه اين است كه اين رژيم و اين حكومتْ حكومتى است كه مىخواهد كه اين جوانهاى ما را فاسد كند؛ و اين [كه] مراكز زياد فحشا و همه اطراف و همه جوانب فحشا را رواج دادند براى اين است كه جوانها را از دانشگاهها بكشند به ميخانهها و به كارهاى زشت و بد. پس اين جنبه كه عبارت از فاسد كردن جوانهاى ماست، اين هم زير سر همين حكومت فاسد است، كه اگر حكومتْ حكومت صالح بود و مصالح مسلمين را- مصالح ملت را- در نظر مىگرفت، نمىگذاشت كه اين قوه بزرگ و اين نيروى عظيم ملى فاسد بشود و كار از آن نيايد. اين را مردم از چشم همين هيأت حاكمهاى كه شاه اينجا درست كرده است، همين رژيم فاسد مىدانند.
و از آن طرف هم اينكه راجع به فرهنگمان، راجع به اقتصادمان، هر چه بدبختى در ايران تحقق پيدا كرده، ملت ايران از دست اينها مىدانند. و واقع هم همين است كه حكومت فاسد موجب همه فسادهايى است كه از همه اطراف به ما احاطه كرده. بنا بر اين خودِ اين الآن يك هدفى شده است براى مردم كه اين آدم نبايد باشد و اين رژيم نبايد باشد. اين خودش يك هدفِ- كأنّه- اصيلى الآن از براى مردم است و لو اينكه وقتى كه ما آن هدف اصلى را ملاحظه كنيم، اين مقدمه اوست و لازمه اوست. نبودن اين رژيم لازمه بودن رژيم صحيح اسلامى است. بنا بر اين، اين دو تا اصل- به آن طورى كه عرض كردم- اشكالى در آن نيست كه يك كسى نمىتواند، يك كسى كه بخواهد درست فكر كند، عاقلانه فكر كند، بستگى نداشته باشد به امريكا يا به شاه، نمىتواند ديگر تصديق كند كه اين رژيم بايد باشد؛ با اين فسادهايى كه مترتب بر آن هست- مع ذلك بايد باشد. و نمىتواند انكار كند كه فساد در كار بوده و اينقدر هم قضيه شور بوده است كه خودِ خان