صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٣ - سلوك پيامبر و جانشينان وى
شمشير داشتند اما چند نفر با هم يك شتر داشتند و چند نفر با هم مثلًا يك اسب، ده تا اسب در يك جمعيتشان پيدا مىشد، اسبى نداشتند، شتر حسابى نداشتند، اسبى نداشتند، آذوقه حسابى نداشتند اما قدرت داده بود اسلام به اينها، يعنى تحت تعليمات متن اسلام و آن كسى كه متن اسلام را پياده كرده بود، يك همچو قدرتى به مسلمين داده بود كه همين آدمهايى كه ديروز چيزى نبودند و يك عده فقرايى با هم آنجا مىلوليدند، امروز شمشير را كشيدند و دوتا امپراتورى كه تمام دنيا- آن وقت از اينجاها خبرى نبوده، آن وقت اين دو امپراتورى بوده است كه يكى روم بوده و يكى ايران بوده- اين دو امپراتورى را، اين يك مشت عرب صُعلوك [١] و گدا كه شمشير چند تا در اين- مثلًا- ده هزار، بيست هزار نفر بوده، اينها همه شمشير نداشتند، همه زره نداشتند، همه چيز نداشتند، با همين دست خالى راه افتادند لكن قدرت روحى داشتند- مثل ما نبودند كه ضعيف النفس يا ضعيف القلب باشند! قدرت روحى داده بود اسلام به آنها- همين عده قليل با همين قدرت الهى كه به آنها داده شده بود و پشتوانهاى كه اسلام دنبالش بود و دعوتى كه اسلام مىكرد از اينها، راه افتادند و آن دوتا امپراتورى بزرگ را شكست دادند و فتح كردند. ايران فتح شد در زمانِ قبل از اينكه سى سال از اسلام بگذرد، ايران فتح شد و روم فتح شد؛ و مملكت اسلام رفت تا آن طرف آفريقا و تا همه جا، تا اسپانيا رفت. منتها بعد بىعرضگى كردند خود مسلمانها كه يك مسئله ديگر است.
سلوك پيامبر و جانشينان وى
پس، ما متن اسلام را كه مطالعه بكنيم اين جور نبوده است كه متن اسلام آمده است كه سلاطين را تسلط بدهد بر فقرا، بر طبقه بعد؛ قدرتمندها را سلطه بدهد بر غير قدرتمندها. متن اسلام اين جور نبوده.
آنهايى كه دعوت به اسلام مىكردند، مثل خود پيغمبر و بعدش- مثلًا- خلفاى اولى كه يكجور ديگرى بودند و بعدش حضرت امير- سلام اللَّه عليه- اينها چه جور بودند؟ اينها
[١] فقير.