صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٢ - كارتر و شاه
اين كارهايى است كه در تمام مدت سلطنت ايشان كردهاند؟
بيايند ببينند كدام يك از اين مجالس قلابى و نمايندگان تحميلى مجالسى كه حق ملت است كه سرنوشت خودشان را به وسيله اين مجالس تعيين كنند، مجلس «شوراى ملى» به اصطلاح و مجلس «سنا»، بيايند ببينند كه از زمانى كه اين سلسله روى كار آمده است، و من از همان اولْ زمان بودم و ديدم؛ يعنى من از آن وقت درك كردم آن وقت را تا حالا كه ما اينجا هستيم و اين وكلا هم در مجالس دارند كار انجام مىدهند، ببينند كه آيا در تمام آن دورههايى كه اين دو نفر به قدرت رسيدهاند، كدام روز ما يك انتخاب صحيح، آزاد، كه مردم خودشان بروند در صندوق رأيشان را بيندازند، در كدام دورهها از اين دورههايى كه ما گذرانديم، و خصوصاً اين دورههاى اخيرى كه اين آقايى كه «دموكراسى تند» رفتار كرده است، در كدام يك از اين دورهها اين وكلا، وكلاى ملت هستند؟ جز اين است كه با دستور است، منتها خيال مىكنند مردم كه دستور شاه است، و واقع اين است كه با دستور اجانب است؛ يعنى «ليست» ها [از خارج مىآيد]! خود شاه در بعضى از گفتههايش مىگويد كه خوب، ما حالا كه آن طور نيستيم، لكن آن جور بود وضع كه ليستها را از طرف سفارتخانهها، اسمهاى وكلا را، وكلاى خودشان را؛ يعنى آنهايى كه براى آنها كار مىكردند نه براى ملت، شاه گفتند كه ليستها را از سفارتخانهها مىآوردند و مجبور بوديم كه همين ليستها را عمل بكنيم؛ منتها ايشان ادعا مىكنند كه نخير، ديگر حالا يك قدرتى بالاى قدرت ما نيست! ببينند كه اين يك حق مسلم ملت، اين يك حقى كه همه عالم مىگويند كه بايد با ملتها باشد و از اساس دموكراسى اين است كه مردم آزاد باشند در اين آراى خودشان، در [انتخاب] وكلاى خودشان كه به مجلس بفرستند؛ سرنوشت يك مملكتى به دست وكلا و اينها هست، و بايد خود مردم سرنوشت شان در دست خودشان باشد، قانون اساسى اين اختيار را داده است به مردم، آيا اين دموكراسى تندى كه، «تند و قاطعى» كه به منطق كارتر، شاه عمل كرده است، اين حق مسلمِ معلومى كه هيچ كس نمىتواند انكار كند كه اين حقْ حق ملت است، از زمانى كه ايشان به سلطنت رسيدهاند يا ايشان را به سلطنت رساندهايد تا حالا ما يك وكلايى داشتهايم؟ از هر شهرى