صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٢ - ادعاى شاه در حفظ ثبات كشور!
كنيد! آن حيوان نجس كه آن وقت گفت، حالا آيات عظام شده و علماى اعلام! اگر مهلتش بدهند اين آيات عظام و علماى اعلام كه نفس بكشد، نفس دوم باز حيوان نجسند!
اين اشتباهات، كه همهاش تعمدات بوده است و همهاش كارهاى عمدى بوده است و خيانتها همه عمدى بوده است و ايشان مىگويد «اشتباهات» شده است، اينها اگر چنانچه اين ملت به اين مهلت بدهند، تمام اين اشتباهات دوباره از سر گرفته مىشود. الآن اين يك حيلهاى است كه ايشان مرتكب شدهاند. از آن طرف با نطقش كه من متعهدم ديگر از اين كارها نكنم، بياييد به حال ايران فكر بكنيد، بياييد همهتان به فكر ايران باشيد، ما به ايشان مىگوييم كه ما چون فكر ايرانيم اين حرفها را داريم مىزنيم. اين ملت چون مىبينند ايران را شما از دست اينها داريد خارج مىكنيد، همه قلدرها را بر ما مسلط كرديد، همه مخازن ما را برديد، از اين جهت است كه اين ملت اين قيام را كرده و اين نهضت را كرده. ما هم براى اين است كه به فكر ايران هستيم و داريم فكر ايران را مىكنيم، با شما كه مبدأ «اشتباهات»- به قول خودتان- و تعمدات- به قول ما- هستيد مبارزه و معارضه مىكنيم. فكر اسلام، فكر يك كشور مسلمان، فكر مستضعفين ما را وادار كرده كه با شما اين طور معارضه و مخالفت بكنيم. «پس بياييد فكر ايران بكنيد»! ما فكر ايران مىخواهيم بكنيم؛ فكر ايران هستيم نه اينكه ما چون با شما معارضه كرديم پس، از فكر ايران رفتهايم!
ادعاى شاه در حفظ ثبات كشور!
اين باز اين حرف را رها نمىكند اين آدم! چه جور، چه عنصرى است اين آدم؟! چه جور فكر مىكند، يا اينكه كى را بازى مىخواهد بدهد؟ اين الآن به نظرش كى رسيده؟ كى بازى مىخورد از اين حرف كه اگر ايشان نباشند ايران نيست ديگر! همين كه ايشان سرشان را زمين بگذارند، آن روزى كه خوب، بالاخره ايشان يكوقتى خواهند مرد ان شاء اللَّه زودتر [خنده حضار]، آن روز به فرمايش ايشان ديگر ايرانى در كار نيست! بالاخره، پس ايران هم از دست ما رفته است! يا حالا كه بعد از ده روز ديگر يا بعد از