صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٨ - حكومت اسلام حكومت مردم
حواشىاش را نمىدانم- قاضى خواست حضرت امير را. رفت در محضر قاضىاى كه خودش او را نصب كرده است! قاضى حضرت امير را احضار كرد. رفت. نشستند جلوى قاضى. حتى تعليم داد به قاضى- ظاهراً در همين جاست- كه نه، به من زيادتر از اين نبايد احترام كنى؛ قضاوت بايد همچو، هر دو على السواء باشيم. يكى يهودى بوده و يكى هم رئيس- عرض مىكنم كه- از ايران گرفته تا حجاز تا مصر تا عراق! قاضى رسيدگى كرد و حكم بر ضد حضرت امير داد. شما پيدا بكنيد در تمام دورههاى سلطنتها و رئيس جمهوريها و اينها، يك همچو وضعى كه يك رئيسى با يك يهودى كه تَبَعش بوده و با آن قاضىاى بوده است كه خودش رعيت او بوده، شما پيدا كنيد يك همچو قضيهاى در تمام جمهوريها، در تمام سلطنتها، در تمام رژيمها تا ما بگوييم رژيم اسلام يك رژيمى است كه پايين تر از ساير رژيمهاست. ما كه رژيم اسلام را مىخواهيم، يك همچو چيزى مىخواهيم. ما كه مىگوييم حكومت اسلام، همچو چيزى مىخواهيم. ما مىخواهيم يك حكومتى باشد كه اگر قاضى دادگسترى او را احضار كرد، برود آنجا. حالا به «اعليحضرت» مىشود گفت، يك كسى بگويد كه شما مال مرا غصب كردى؟! يكى از اين مازندرانيها برود بگويد كه شما مال مرا غصب كرديد؟! قاضى جرأت مىكند؟! حالا هم- حتى حالا هم كه همه بچهها دارند داد مىزنند كه مرگ بر شاه- همين حالا هم جرأت مىكند قاضى كه احضاريه بفرستد براى «اعليحضرت»؟! حالا چند سال پيش از اين را كه مىدانيد چه مصيبتى بود. رئيس جمهور اينجا چطور؟ قاضى دادگسترى احضارش مىكند؟ احضار كرد، مىرود در آن محضر مىنشيند، حكم بر خلافش بكند، بىچون و چرا قبول بكند؟
حكومت اسلام: حكومت مردم
ما كه مىگوييم حكومت اسلام، اينها تبليغات مىكنند كه اينها مىخواهند هرج و مرج كنند! اين هرج و مرج است كه ما مىخواهيم؟! ما اين را مىخواهيم. ما مىخواهيم يك حاكمى در همه ايران- اگر ان شاء اللَّه موفق بشوند مسلمين- در همه ممالك اسلامى يك حكومت باشد اين جورى. يك حكومت باشد كه مال مردم را نخورد. يك حكومت