صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٠ - اسلام، متعلق به همه بشر است
حكومت باشد. اسلام يك صورتش حكومت است؛ يك ورقش باب حكومت است و باب سياسات است، يك طرف ديگرش باب ساختن اين انسان است از حيث معنويات كه به خودش كار دارد: تو بايد در اعتقادات چه باشى، در اخلاق چه باشى، در آداب عملى چه باشى، بايد چه باشد. اين طور چيزها را اسلام كار دارد به همه. اينها را ساير دوَل و اجتماعات كارى به اينها ندارند. يعنى هيچ دولتى نمىآيد به شما بگويد كه شما توى خانهتان وقتى كه هستيد فلان كار را نبايد بكنيد. به آن كار ندارد. او باطن خانهاش هر كارى مىخواهد بكند. اما اسلام توى خانه تنهايى شما باشيد با شما كار دارد؛ يعنى مىگويد بايد چه جور باشد. اخلاقات چه جور باشد؛ ادراكات عقليت چه جور باشد؛ اعمالت، خودت با بچهات بايد چه جور آدابى داشته باشى؛ بچه با پدرش چه جور باشد؛ پدر با فرزندش چه باشد؛ بچه با مادرش چطور باشد؛ مادر با فرزندش چطور باشد؛ برادر با برادرش چطور باشد؛ همه اين عائله با هم چطور باشند؛ اين عائله با عائله ديگر چطور باشند- تمام اينها را آداب دارد اسلام برايش و نظر دارد به آنها.
اسلام، متعلق به همه بشر است
راجع به اجتماع هم نظر دارد. مسائلى دارد كه مربوط به همه بشر است؛ هيچ مملكتى دون مملكتى نيست. اسلام اين طور نيست كه يك مملكت داشته باشد به اسم ايران- مثلًا- يا به اسم عراق يا به اسم كذا، اين جورها نيست؛ تمام عالَم تحت نظرش است. يعنى نظر اسلام به اين بوده است كه بشر بسازد، تمام بشر را. هيچ قوم و خويشى با يك قُطْرى دونِ قطرى ندارد. با شرق يا غرب، با شمال، جنوب، با جايى هيچ قوم و خويشى ندارد؛ يك دين الهى است. همان طورى كه خداى تبارك و تعالى خداى همه است، نه خداى شرقيها و مسلمانها يا غربيها يا مسيحيها يا يهوديها، اين طور نيست، خداى همه است و نسبت به همه رازق است و- عرض مىكنم- خالق است و اينها، اسلام هم يك دينى است مال همه. يعنى آمده است كه همه بشر را به اين صورتى كه مىخواهد درآورد، به يك صورت عادلانه درآورد. به صورتى كه يك بشر به بشر ديگر يك قطره- به قدر يك سر سوزن تعدى نكند؛ يك بشر با بچه خودش تعدى نكند، با زن خودش تعدى نكند، يك