صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٠ - شكست كمونيسم در ايران
كمك كه مردم ايران كه ديگر از اين حرفها نمىترسند، لكن خوب، به خيال خودشان كه يك دستهاى از مردم بترسند كه مبادا اگر شاه برود اين كمونيستها بيايند. از يك طرف خود همين اختلاف ما بين خود جوانها و دودستگى بين جوانها كمك به اين دستگاه است؛ بناءً عليه، شمايى كه مىخواهيد اين آقا را به خيال خودتان سرنگون كنيد، پايههاى ظلمش را مستحكم مىكنيد. من متأسفم كه اينها اين طور بدون اينكه ملتفت باشند چه مىكنند، دارند كمك مىكنند. آنهايى كه شما را دعوت مىكنند به اين شعارها، آنها وابسته به خود دستگاه هستند. الآن تودهاىهايى كه عرض مىكنم كه اسمى بودند و رسمى بودند، در دستگاه ايشان نوكرند اين كمونيستها رؤسايشان. بچههاى ما، جوانهاى ما، بازى خوردهاند اگر چنانچه يك همچو كارى بكنند. اينها باز نور اسلام درشان هست، منتها بازى خوردهاند. اينها رها كنند اين جنايتكارها را. آنهايى كه دعوتشان مىكنند به اينها. آنها مىخواهند حفظ كنند شاه را و شما ملتفت نيستيد؛ چه در داخل اين مسائل باشد چه در خارج، تبليغات براى حفظ اين آدم است با تشبث به هر چيز. تشبث به هر چيز كه مىتوانند مىكنند كه اين آدم باقى بماند. تشبث به نمىدانم اين مسائل يكى چيزهايى است كه اينها مىكنند. بيدار بشوند اين جوانهاى ما. توجه كنند به مسائل روز. مسائل روز مسائل صحيح دقيق است.
شكست كمونيسم در ايران
و خود هزار و پانصد نفر- اگر راست باشد- هزار و پانصد نفر دانشجو دليل بر شكست كمونيست است در ايران؛ براى اينكه هزار و پانصد نفر در مقابل سى ميليون جمعيت كه همه عَلَم را بلند كردهاند و مىگويند قرآن مىخواهيم، اين دليل بر اين است كه اينها شكست خوردهاند در ايران؛ نه اينكه اگر ايشان بروند كمونيست در كار مىآيد. اگر ايشان بروند كمونيست يك دانه هم پيدا نخواهد شد؛ براى اينكه اگر ما فرض كرديم يك هزار و پانصد نفر، پنج هزار نفر باشد، همين جوانهاى قم ما مىخورند اينها را؛ لازم نيست تهران هم دخالت بكند، همين جوانهاى قم ما مىخورند اينها را؛ كمونيست چه غلطى مىتواند بكند؛ بازىتان دادهاند؛ اينها حرف است؛ مىخواهند از شما يك چيزى