صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦ - ترويج اسلام تحريف شده
رويارويى با استقلال فرهنگى
البته يك جهت ديگر هم هست كه عرض مىكنم؛ جهت ديگرى كه هست جهت فرهنگ جوامع بوده است. اين جوامع [را] ديدهاند، مطالعه كردند كه اگر فرهنگ اينها يك فرهنگ مستقل صحيح باشد، از توى اينها يك جمعيتهاى سياسى مستقل و امين پيدا مىشود و اين هم براى آنها مضر است. بِناءً عَلَيْه، در جانب اسلام و روحانيت، دو چيز را سد مىديدند: يكى اصل اسلام را، و يكى هم روحانيت را؛ و در جانب ديگر باز احتمال اين را كه اگر اين فرهنگ يك فرهنگ مستقلى باشد، در بين اينها تربيت مىشوند يك جوانهايى و يك رجالى [كه] اگر اينها تربيت بشوند، لا محاله مقدرات مملكت دست اينها مىافتد، باز هم مانع مىشوند از اينكه اينها برسند به آمال خودشان، كه آن آمالْ زيرزمينيهاست. روى زمينى هم هست؛ ولى مهمش آنهايى است كه در زير زمين دارند. درصدد برآمدند كه ... اين سه تا مطلب را و اين سه تا سد را بشكنند.
ترويج اسلام تحريف شده
اما راجع به اسلام شروع كردند تبليغات كردن به اينكه اسلام يك مكتبى است مىگويد: ملايم! كم كم لا بد پيش مىآيند؛ يك مكتبى است كه مربوط به دعا و ذكر، و يك روابطى ما بين مردم و ما بين خالق، و سياست را كارى به آن ندارد. اسلام به حكومت كار ندارد، به سياست كار ندارد. اين را آن قدر تبليغات روى آن كردند كه در جامعه خود روحانيت هم به خورد آنها هم دادند، كه بسيارى از آنها هم همين اعتقاد را پيدا كردند كه روحانى به سياست چه كار دارد، به حكومت چه كار، به نظام حكومت چه كار دارد. روحانى مسجد برود و نماز بخواند و عرض مىكنم كه از اين صنف كارها: درس بگويد و مباحثه بكند و اين آداب شرعيه را به مردم نشان بدهد.
آنها ديدند كه نماز روحانيون و نماز اسلام هيچ به آنها ضرر ندارد؛ هر چه مىخواهند نماز بخوانند. آنها به نفت كار نداشته باشند، نماز بخوانند تا هر چه مىخواهند خسته بشوند. درس هر چه دلشان مىخواهد بگويند؛ مباحثه هم هر چه مىخواهند بكنند؛ كار نداشته باشند به اينكه سياست استعمارى در اينجا نبايد اجرا بشود، هر كارى مىخواهند