صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢ - استقلال، آزادى، سرنگونى پهلوى، از آرمانهاى مردمى
با هم راه افتادهاند و قيام كردهاند، و همه هم يك مطلب را مىخواهند.
استقلال، آزادى، سرنگونى پهلوى، از آرمانهاى مردمى
يك همچو قيامى سابقه ندارد در تاريخ كه تمام قشرها رو به يك جهت باشند، همه يك مطلب را خواهش داشته باشند؛ فريادشان همه بلند باشد و بگويند كه ما آزادى مىخواهيم، ما استقلال مىخواهيم. مقدمه آزادى و استقلال اين [است] كه اين سلسله خبيثهاى [را] كه از اولى كه روى كار آمده تا حالا جز اينكه براى ايران و براى اسلام ضرر داشته باشد، كارى نكرده است، اين را ما نمىخواهيم. همه با هم؛ بچههاى كوچك، الآن وقتى كه اين بچهها از دبستان خارج مىشوند يا از دبيرستان خارج مىشوند، توى خيابانها كه راه مىافتند كه بروند منزلهايشان، شعارشان، مرگ بر شاه است. و اين يك مسألهاى نيست كه دست بشر بتواند اين طور مردم را با هم مجتمع كند و همه قشرها با هم به يك راه بروند، اين يك دست غيبى الهى است كه بايد ما بر آن اميدوار باشيم و من اميد دارم به اينكه اين اجتماع كه مثل سيل راه افتاده است هر چه در مقابلش هست اينها را بكند و از بين ببرد.
هر قوهاى كه باشد با قوه ملت [نمىتواند در بيفتد]؛ يك ملت وقتى كه قيام كرد و مطلبش هم مطلبى بود كه حق بود؛ يعنى در هر [يك] از جوامع بشر [ى] اين مطلب را عرضه بدارند، همه حق مىدهند به آنها؛ مىگويند شما چه مىخواهيد كه اعتصابات راه انداختيد؟ چه مىخواهيد كه جوانهايتان را داريد مىدهيد؟ چى مىخواهيد كه روحانيونتان را در محبس مىكنند، تبعيد مىكنند؟ چه كارى داريد كه سياسيونتان را مىگيرند، حبس مىكنند، و بازاريهايتان را زجر مىدهند شكنجه مىدهند؟ چه مىخواهيد كه اين قدر فرياد مىزنيد؟ مىگويند كه ما مىخواهيم اسير نباشيم تحت قدرتهاى بزرگ. ما مىخواهيم كه مملكت خودمان مال خودمان باشد؛ مملكت خودمان را خودمان اداره بكنيم. ما مىخواهيم آزاد باشيم، نه مثل آزادىاى كه شاه به ما مىدهد. اين آزادى كه شاه به ما مىدهد، اين براى خودش خوب است و براى عائله خودش خوب است، اين جور آزادى! اين آزادى كه او مىدهد مثل اين «آشتى» كه دولت