صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٣ - دگرگونى درونى تودهها
بوده است و ان شاء اللَّه خداوند تأييدشان كند. من يك وقت در ذهنم بود كه به اينها بگوييد كه نفت خودتان را قطع كنيد نگذاريد بخورند. نكتهاى از اين مسائل ... الآن يك مطلب صحيح است، الآن اعتصاباتى كه در ايران شده- چه اعتصاب در مدارس، اعتصاب در كارگرها، اعتصاب در هواپيمايى، اعتصاب در همه اينها- الآن در اعتصاب هستند، اعتصابى كه سابقاً اصلًا اگر مىگفتند اعتصاب، نمىدانستند اعتصاب چه هست، حالا به طور خودكار بدون اينكه حالا يك كسى دعوتشان كند، خودكار مردم اعتصاب مىكنند. و دولت خيال مىكرد كه مىتواند اينها را، اعتصابات را اعلام كند؛ اولى كه اعتصابات شده بود آن حرف را مىزدند؛ از خراسان به من پيغام داده بودند يك دستهاى، كه يادم نيست كدام دسته بودند، كه اعتصاب [كرده بودند] اينكه گفتند براى حقوق است، دروغ است؛ اعتصاب ما اعتصاب سياسى است. حالا هم دارند اعلان مىكنند كه اعتصابى كه ما مىكنيم براى اين است كه اين زندانيان سياسى بيرون بيايند و حكومت نظامى لغو بشود و اين خارجيهايى كه ريختهاند به جان اين ملت و به جان سرمايه اين ملت، اينها هم بيرون بروند. اين قلم آخرش يك قلم ارزشدارى است! اين تقاضاى آخرش يك تقاضاى ارزشدارى است. چه مىخواهند اينها از جان اين ملت؟ شصت هزار، يا چهل و پنج هزار، يا پنجاه هزار، يا شصت هزار، اين طورها ذكر مىكنند ... از اين امريكايىها حقوقهاى بسيار گزاف [مىگيرند].
دگرگونى درونى تودهها
الآن اعتصاب، همين طور مبارزه خونين، همين طور بستن بازارها، خيابانها، و تظاهر و بيرون آمدن و- عرض مىكنم كه- «مرده باد» گفتن و اظهار تنفر از دستگاه جبار كردن، به يك صورت عادى بيرون آمده. در پنج سال پيش از اين، اگر در هر يك از اين بازارهاى ايران يك پاسبان مىرفت و امر مىكرد كه دكانها بالايش بايد بيرق باشد، بيرقِ مثلًا [سه رنگ] باشد، امروز چهارم آبان است مثلًا- الآن اين آبان يك [ماه] منحوسى است- [خنده حضار] اگر يك پاسبان وارد مىشد در بازار و به آنها مىگفت كه بايد بيرق كذا بيرق كذا بزنيد، هيچ تخلفى نبود. كسى در مخيلهاش نمىآمد با پاسبان مىشود مخالفت