صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٧ - جلوههايى از اخلاق و سيره پيامبر اكرم (ص) و على (ع)
اهمال بعضى از جوانان در اعمال عبادى
من به گوشم اينجا مىخورد كه بعضى از اين جوانهاى ما نسبت به اين احكام ظاهرى اسلام، مثل نماز كه بسيار در اسلام اهميت دارد، اينها خيلى همچو تمام و تام عمل نمىكنند؛ و اين مسأله، مسئلهاى است كه اسباب تأسف ماست كه شما جوانهاى مُسْلم به اين نسخههايى كه اطباى روح دادهاند عملْ، خداى نكرده نكنيد، و بعد در عاقبت يكوقت پشيمانى براى شما پيدا بشود كه آن وقت دستتان ديگر كوتاه باشد. اسلام مثل مسيحيت نيست كه فقط يك جهت را ملاحظه كرده باشد؛ اسلام تمام جهاتى كه انسان به آن احتياج دارد، برايش احكام دارد. احكامى كه در اسلام آمده است، چه احكام سياسى، چه احكامى كه مربوط به حكومت است، چه احكامى كه مربوط به اجتماع است، چه احكامى كه مربوط به افراد است، [چه] احكامى كه مربوط به فرهنگ اسلامى است؛ تمام اينها موافق با احتياجات انسان هست؛ يعنى هر مقدارى كه انسان احتياج دارد، احتياج به طبيعت دارد، احكام طبيعى هست؛ اين احتياجات به ماوراى طبيعت كه- من و شما الآن از آن غافل هستيم- انسان دارد، آن هم احكام دارد اسلام؛ براى اينكه آن احتياجات را رفع بكند، و به عبارت ديگر، براى اينكه تربيت كند ما را و ما را سعادتمند كند.
جلوههايى از اخلاق و سيره پيامبر اكرم (ص) و على (ع)
خداى تبارك و تعالى هيچ احتياجى به اعمال ما و به خود ما ندارد؛ انبيا هم احتياج به من و شما و به اعمال ما ندارند؛ تمام زحماتى كه انبيا كشيدند، وقتى كه ما كيفيت زندگى آنها را مطالعه كنيم؛ زندگى حضرت موسى، حضرت عيسى- سلام اللَّه عليهما- را و خصوصاً زندگى حضرت رسول اكرم و پيغمبر خودمان را اگر ملاحظه كنيد و به تاريخ اسلام و به تواريخى كه حكايت از اينها كردند و از زندگى شان كردند، مراجعه كنيد، مىفهميد كه اينها تشكيل حكومت بعضى شان دادند، احكام حكومتى دارند، لكن خودشان وقتى به زندگى شان مراجعه كنيد، مىبينيد كه اصلًا مثل رؤساى جمهورى يا سلاطين اين عالم اصلًا نبودند؛ يك شكل ديگر، يك وضع ديگر داشتند. در عين حالى