صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٤ - مراتب انسان از نبات تا بالاتر
صِرف معنويات را نظر مىكردند، و از اجتماعياتى كه در قرآن هست، از آيات و اخبارى كه وارد شده است راجع به حكومت اسلام، راجع به سياست اسلام، راجع به امور اجتماعى، راجع به تعمير اين عالم، غفلت كردند. اين غفلت كردن از اسلام بود كه اسلام را به يك ورق شناخته بودند [و] ورق ديگرش را، عالم طبيعتش را توجه نداشتند كه اسلام توجه به عالم طبيعت هم دارد؛ توجه به تمام امورى كه احتياج دارد انسان، دارد؛ و لهذا يك ابتلاى اسلام اين بود كه آن اشخاص، از قبيل متكلمين و بيشتر فلاسفه و بيشتر عرفا و صوفيه و اينها همه، آياتى كه در قرآن كريم بود، هى مىخواستند، نيت داشتند، كه برگردانند به همان امور معنوى. حتى اخبارى يا رواياتى، آياتى كه راجع به اجتماعيات و راجع به عالم طبيعت وارد شده بود آنها كوشش مىكردند كه برگردانند به همان معنويات؛ آنها غافل بودند از [ظاهر] اسلام، و توجه داشتند [به باطن آن] توجه داشتند به يك ورق اسلام و غافل بودند از يك ورق ديگرش؛ باطن را ملاحظه مىكردند و از ظاهر غافل بودند. حالا ابتلاى اسلام اين طور شده است كه جوانهاى ما، جوانها و روشنفكرها و اشخاصى كه دانشمندان بالا هستند و علوم طبيعى را ياد گرفتهاند، اينها كوشش دارند به اينكه تمام آيات قرآنى و روايات را برگردانند به همين امور طبيعى [و] از معنويات غافل بشوند؛ حتى آياتى كه راجع به امور معنوى است آن را برگردانند به يك امور طبيعى و عادى. اينها هم توجه به اسلام دارند و غافل هستند؛ يعنى يك ورقش را خواندهاند، يك ورقش را از آن غافلند. و اين دو طايفه اسلام را به تمام معنى نشناختند كه اسلام چى است. اسلام نه دعوتش به خصوصِ معنويات است و نه دعوتش به خصوصِ ماديات است، هر دو را دارد؛ يعنى اسلام و قرآن كريم آمده است كه انسان را به همه ابعادى كه انسان دارد بسازند او را، تربيت كنند او را.
مراتب انسان از نبات تا بالاتر
انسان را وقتى كه ملاحظه مىكنيد، اول نشوَش با ساير نباتات فرقى ندارد. نبات را، هسته خرما را، هسته چيز ديگرى را، مىاندازند توى خاك، و خاك تربيت مىكند و آن نمو مىكند يك جاى خاصى، كه در آن جاى خاص نمو مىكند. حيوان هم نطفهاش در