صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١ - وظيفه ما در قبال ايران ناآرام
مربوط به طبيعت است و مربوط به حكومت است، آن آياتى كه مربوط به قيامت است قبول ندارم. براى اينكه نمىداند اين آدمْ قيامت يعنى چه و آن روزى كه مىآيد چه روزى هست. او خيال مىكند خيالى است؛ نخير، عينى است و عينيتش از عينيت اين طبيعت زيادتر است، منتها حالا ما به آن نرسيديم.
محصور نكردن اسلام
در هر صورت، مىخواستم اين سفارش را به همه محصلينى كه در اروپا [هستند]- خداوند همه را توفيق بدهد- بكنم كه اسلام را محصورش نكنيد در يك محفظهاى كه خيال كنيد مكتبْ مثل مكتب كمونيست است، مطلبْ مثل مكتب ماركسيست است، مكتبْ مثل مكاتب ديگر است؛ اين جورها نيست در كار. كسانى كه نمىدانند اسلام چيست، خيال مىكنند يك همچو مطلبى است.
وظيفه ما در قبال ايران ناآرام
و مطلب ديگر اين است كه خوب ما الآن موظف هستيم به وظايفى؛ الآن ما همه كه اينجا آرام نشستيم، ايران ناآرام است. الآن ما فرداى ايران را از آن نگران هستيم؛ نمىدانم فردا در ايران چه خواهد شد. بايد فكرى ما بكنيم. حالا من هم در فكرش هستم كه بايد چه بكنم؛ اما همان طورى كه ملاحظه مىكنيد تا حالا، الآن قريب يك سال است كه آرامش از ايران رفته است. هر گوشهاش را كه مىبينيد يك انقلابى هست. هر طرفِ شهرى از شهرهايش را كه مىبينيد يك- عرض مىكنم كه- اعتصابى هست. حالا كه در اين چند روز آخر و تقريباً چندين روز آخر است كه اعتصاب تمام ايران را فراگرفته است. همه كارخانهها، همه روزنامهها، همه- عرض مىكنم كه- عمال دولتى و غير دولتى در اعتصاب الآن هستند- تقريباً در اعتصاب هستند. مردم هم همه در مصيبت و اعتصاب هستند؛ و ما كه در اينجا هستيم و آرام هستيم نبايد فراموش كنيم آنها را. ما بايد به آن اندازهاى كه مىتوانيم، به آنها كمك بكنيم. با قلم مىتوانيم با قلم كمك كنيم؛ مىتوانيم در مطبوعات اينجا يك چيزى را از حالات ايرانىها و از ظلمى كه دارد بر ايشان مىشود و از جناياتى كه اين رژيم بر آنها كرده است، بتوانيم در مطبوعات اينجا يك چيزى را