صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٤ - فرضيه عدم آگاهى شاه از مسائل كشور!
است. و گمان ندارم كسى در تمام ايران پيدا بشود كه يك همچو اعلامى بكند.
فرضيه عدم آگاهى شاه از مسائل كشور!
و يا اين است كه مىگويد كه نه، اين كارها را نكردند اينها و اينها را كسان ديگر كردند. چنانچه بعضى همچو چيزى گفتهاند كه اعليحضرت بىاطلاع بودند از اين مسائل! اصلًا هر چه گذشته بر اين مملكت و هر چه ظلم شده است و هر چه خيانت شده، ديگران كردند و شاه اصلًا اطلاع از اين مسائل ندارد! همه افراد ايران اطلاع دارند الّا شاه! شاه توى اين جمعيت نبوده است؟! در بين اين مردم نبوده؟! ايشان كه در فرمايشات خودشان هميشه مىگويند كه همه كارها به دست من انجام مىگيرد؛ و ديگران هم همين طور مىگويند كه هر چه عمل مىشود به دست شاه است. در قضيه مدرسه فيضيه كه ريختند و مدرسه فيضيه را آن كارها كردند، ما آن وقت مىديديم كه [به] هر كس- هر كس- مراجعه مىشد مىگفت كه اعليحضرت فرموده است، چارهاى نيست. ما آن روز در يكى از اعلاميهها [١] همين مطلب را نوشتيم كه به هر جا مراجعه مىشود مىگويند كه اعليحضرت فرمودهاند؛ اعليحضرت فرمودهاند كه برويد مدرسه فيضيه را بريزيد تويش، چه بكنيد. و راست هم مىگفتند. كسان ديگر يك همچو كارها را اجازه نمىداد. نمىتوانستند بدهند بدون اطلاع شاه. شاه كه تمام نظام ايران در تحت رهبرى ايشان هست، ايشان هم خودشان قبول دارند اين را، و در نظام نمىشود حكم قتل يك كسى را يا حكم غارت يك جايى را يا حكم قتل عام يك ناحيهاى را، يك رئيس شهربانى بدهد يا يك ارتشبد بدهد؛ هيچ كدام نمىتوانند. همه اينها بايد با امر خود شاه يا اجازه او، نهايت اجازه كنند و او اجازه بدهد.
همه اين قراردادهايى كه در مجلس واقع شده و مجلس نوشته و گذرانده و اينها همه، بگوييم كه شاه اصلًا اطلاع نداشته؟! ايشان در حال غش بوده در اين مدتى كه سلطنت كرده است؟! خوب، اگر در حال غش نباشد، آدم بيدار باشد و شاه يك مملكتى هم
[١] اعلاميه ١٢ ارديبهشت ١٣٤٢ امام، در چهلم شهداى فيضيه.