صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٥ - تلاش رژيم براى شكستن قدرت اسلام و علما
گرفتارى از همه جهات [است]؛ نه مطبوعاتشان آزاد است، نه راديوشان يك راديوى ملى است كه دست مردم باشد ادارهاش، و نه خطابههاى خطيبهاى ما، نطقهاى گويندگان ما آزاد است. همه اينها در تحت زور پليس و فشار پليس دارد اداره مىشود، و اين ملت سى ميليونى كه پنجاه سال است از حق مشروع خودش محروم بوده است، حالا قيام كرده است و اين حق را طلب مىكند، مىگويد «ما مىخواهيم آزاد باشيم»؛ اين يك مطلبى است كه همه جوامع بشر قبول دارند كه يك مطلب صحيح است؛ يك مطلب نامشروعى نمىگويند.
مطلب دوم، استقلال
مطلب دوم ملت ايران كه ما داريم عرض مىكنيم، اين است كه ما مىخواهيم مستقل باشيم. ما در زمانهاى سابق، و خصوصاً در زمان اين پدر و پسر، و بالاخص در زمان اين پسر، ما همه جهات مملكتمان در تحت سلطه اجانب بوده و هست. ما اقتصادمان به هم خورده است به واسطه اينكه اجانب بر آن تسلط دارند؛ نفت ما را دارند مىبرند و در ازاى آن براى خودشان پايگاه درست مىكنند در ايران؛ يعنى اسلحه مىدهند براى پايگاه درست كردن براى خودشان. فرهنگ ما را عقب نگه داشتهاند؛ جوانهاى ما را نمىگذارند تحصيل بكنند؛ براى اينكه مبادا در بين اينها اشخاصى پيدا بشود كه مخالف باشند با اين كارهايى كه دارند اينها مىكنند.
تلاش رژيم براى شكستن قدرت اسلام و علما
فرهنگ اسلامى ما را نمىگذارند كه رشد خودش را بكند؛ و با تبليغات، مردم را مىخواهند جدا كنند از اسلام و از علماى اسلام؛ براى اينكه اسلام و علماى اسلام را مخالف با مقاصد خودشان مىدانند. اگر چنانچه اسلام به معناى خودش در ايران، يا در ساير بلاد- به معناى خودش- پياده بشود، ديگر براى اجانب جايى باقى نمىماند. حكم اسلام است كه بايد اينها دخالت نداشته باشند در مقدرات مسلمين؛ اگر علماى اسلام قدرت پيدا بكنند نمىگذارند كه اين حكم اسلامى فراموش بشود، اجرا مىكنند اين حكم اسلامى را. پس بايد اين دوتا قدرت، كه قدرت اسلام است و قدرت علماى اسلام،