صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٨ - يارى نهضت، تكليف الهى است
ساعت با يك نفرى خلوت كرده. امروز يكى از همين كسانى كه آمده بودند مصاحبه كنند، گفتند اين را كه دو ساعت يك نفرى با شاه مصاحبه كرده و حالا مىخواهد با سران قوم مصاحبه كند. اينها، اگر اينها يك قدم ما را متوقف بكنند، قدمها و قلمهاى ما را خرد خواهند كرد؛ ديگر- تا آخر- ايرانى روى زندگى و روى آزادى و روى استقلال نخواهد ديد. ديگر هيچ خيانتى بالاتر از اين نيست كه الآن كه مشتهاى ملت بلند است و گره هست و در مقابل ايستاده است، هيچ خيانتى بالاتر از اين نيست كه اين مشتها را به زمين بياورد، اين دستهاى بلند شده را فرو بنشاند، و اين آتشى كه الآن در ايران به پا شده است خاموش كند. اگر اين خاموش بشود، محال است دوام پيدا كند و ديگر روشن بشود.
تكليف همه، افشاى حقايق
حالا آقا، بايد همه قدرتها روى هم بيايند- همه. يعنى آقا تكليف دارد، آقا تكليف دارد، آقا تكليف دارد، بنده تكليف دارم- همه. تكليفْ اين است كه اينجا هر قدر مىتوانيد تبليغات كنيد. بگوييد مسائل را به كسانى كه اطلاع ندارند. تبليغات آنها اسباب اين شده است كه ماها را يك آدمهاى ارتجاعى معرفى كنند؛ آخوند را ارتجاعى معرفى كنند. اين آخوند مىگويد آقا! ما حقمان را مىخواهيم، ما آزادى مىخواهيم، ما استقلال مىخواهيم، اين ارتجاع است؟ مال ما را بردن ارتجاع نيست، تمدن است؟! مالمان را مىخواهيم ندهيم، مرتجع هستيم؟! ما را در قيد و بند مىخواهيد نگه داريد و اسير- تا آخر نگه داريد شما مرتجع نيستيد، اما ما كه مىگوييم آزاد مىخواهيم باشيم ما مرتجع هستيم؟! اگر ما دست برداريم از آن تز خودمان، از آن مقصد خودمان، تا آخر زير بار اين ظلم و اين ستم- تا آخر بايد باشيم.
يارى نهضت، تكليف الهى است
هر كس، هر فرد، الآن تكليف دارد، تكليف الهى دارد، تكليف انصافى دارد، تكليف وجدانى دارد كه با اين ايرانىهايى كه الآن ايستادهاند و فرياد مىزنند، با اين ايرانىها كمك بكند. هر قدر مىتواند كمك بكند. اينها دارند جانشان را مىدهند، دارند جوانهايشان را مىدهند در راه ما و در راه اسلام، در راه ملت دارند مىدهند اينها، ما هم