صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٤ - پنجاه سال جنايت، با همدستى امريكا و اسرائيل
يك مقصدى قيام بكند. اگر قيامها بوده، تهران قيام كرده؛ [در] قيام مشروطه، تبريز و رشت قيام كردهاند و كم كم درست شد مطلب، بعضى شهرهاى ديگر هم به آنها [پيوستند]؛ اما قيام همگانى كه الآن هست كه الآن هر دفعهاى كه به ما اطلاع مىدهند از يك شهرهايى كه تا كنون ما قيام اينها را هم شنيده بوديم يا نشنيده بوديم، در آن شهرها تظاهرات مىشود و آدم كشته مىشود و آدم مىكشند و همين حرفها هست و از همه، وقتى كه بپرسى، همه يك مطلب دارند و آن اين است كه «مرگ بر اين سلطنت پهلوى»؛ يك همچو چيزى شما سراغ نداريد. قيامهايى كه در ايران شده است، زياد است؛ در ايران انقلاباتى شده؛ اما يك همچو انقلابى كه سرتاسر مملكت را بگيرد و كشور ما به تمام اقطارش يك مطلب را همه بگويند، اين تا كنون نشده است؛ و اين با اراده حق تعالى شده. دست بشر قدرت اينكه يك همچو كارى را انجام بدهد، ندارد. بگويند كى اين كار را كرده؟ ... اين را خداى تبارك و تعالى كرده، با اراده خدا شده.
آزادى، نخستين حق بشر
و يك ملت وقتى كه همه با هم يك مطلب را خواستند، نمىشود با حكومت نظامى و با كودتاى نظامى و با اين ... شعرهايى كه مىگويند، با اينها نمىشود جلوى اين ملت را گرفت. اين ملت مثل يك سيل خروشانى الآن حركت كرده براى اينكه اين بنياد پهلوى را بكَند؛ و اين خواهد شد. خيال نكنيد بترسند از اينكه امريكا ابرقدرت است و شوروى ابرقدرت است و اينها؛ همچو ترسى نمىكنند؛ همچو چيزى نمىشود، به خلافِ خواست يك ملتى آن هم خواست مشروع، آن هم خواست صحيح. از همه اينها بپرسيد خوب شما چه مىخواهيد؟ چرا برود اين آدم؟ مىگويند: اين آدم خيانت به ما كرده. ما پنجاه سال در گرفتارى و اختناق به سر برديم، مىخواهيم آزاد باشيم. آزادى يكى از امورى است كه اول حقى است كه بشر دارد؛ حق ابتدايى است كه بشر دارد كه بايد آزاد باشد. در آراى خويش آزاد باشد، در اعمالش آزاد باشد، خودش در مملكتش آزاد باشد.
پنجاه سال جنايت، با همدستى امريكا و اسرائيل
و [در] پنجاه سال جنايت اين پدر و پسر، اين مملكت بوى آزادى به خودش نديده