صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٢ - رژيم سلطنتى باطل و متكى به زور
رژيم سلطنتى باطل و متكى به زور
اصل رژيم سلطنتى از اول يك چيز غلطى بوده. چه معنى دارد كه يك نفر آدم كه مثل همه ماها هست، اكثر آنها هم از همه اين جمعيتها كمتر بودهاند، ادراكاتشان هم كمتر بوده، اكثراً اين جورى بودهاند، خوب بله، قلدرى را داشتند، قلدريها را داشتند، خيلى زورمند بودند اما ادراكاتشان مثل يك آدم متعارف هم خيليهايشان نبوده، آن وقت آن شد شخص اول و شد شاه، بعدش ديگر به مردم هيچ ارتباط ندارد! خوب، حالا فرض ما مىكنيم كه آن مجلسى كه رضا شاه با سرنيزه درست كرد و همه ديديم نه، يك مجلس ملى بود و ملت آمد و ديد كه قاجاريه- مثلًا- خلاف هستند، آنها را كنار گذاشت و شد ايشان. اين شد ايشان، بعد ديگر از اختيار مردم شد بيرون! براى اينكه حالا ايشان با اختيار مردم شد، بعد هر كارى بكند، مردم هر چه فرياد بزنند كه آقا تو با اختيار ما، با انتخاب ما شاه شدى، ما نمىخواهيم ديگر، برو سراغ كارت، ديگر گوش نمىدهند؛ ديگر سرنيزه است! مثل همين حالايى كه پيش آمده. آنها قرار دادند، يك كسى را انتخاب كردند، آن طبقه جلو انتخاب كردند، حالا ما بايد جرم اين پسره را هم بكشيم! ما انتخاب كرديم اين را؟! آخر اين عقلايى است كه در پنجاه سال قبل يك طبقه ديگر، يك جمعيت ديگر، يك كسى را انتخاب كنند به سلطنت، بعد پسر او بىانتخاب اين مردم و با مخالفت اين مردم باز سلطان باشد بر اين مردم؟! يعنى هر كارى كه بخواهد بكند نخير، سلطان مشروطه باشد! بىانتخاب مردم چرا باشد آخر؟ چه معنا دارد؟ هر كسى، هر جمعيتى، هر اجتماعى حق اولىاش اين است كه خودش انتخاب بكند يك چيزى را كه راجع به مقدرات مملكت خودش است. كدام يك از اين ملت ما، الآن اين طبقه اگر در تمام ايران شما بگرديد يك نفر را پيدا بكنيد كه بگويد من دخالت داشتم در انتخاب محمد رضا خان به سلطنت، پيدا نمىكنيد. هيچ كس، هيچ كس دخالت نداشت. «موهبت الهى» بوده است! به قول خودشان. بدون اينكه مردم دخالت داشته باشند!
خوب، در قانون اساسى غلط ما اين است كه سلطنت يك «موهبت الهى» است كه