صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٤ - التزام عمال رژيم براى خيانت به وطن!!
التزام عمال رژيم براى خيانت به وطن!!
پس اين طرف صفحه را كه ما نگاه مىكنيم كه قضيه رفتن ايشان است، از اين راه كه نمىتوانيد بگوييد كه نه، اين كارها همه خوب است تا حالا هر چه واقع شده، فرهنگ ما عقب است خوب است! اقتصاد ما شكست خورده است و انگل است خوب است! نظام ما تحت نظارتِ- عرض مىكنم كه- مستشاران امريكايى است اين هم خوب است! اين را كه نمىتوانيد بگوييد. باقى مىماند اينكه نه، اين طرف را قبول داريم كه اينها خوب نيست لكن چه كنيم چاره نداريم؛ بايد اين طور باشد كه ما موافقيم با اعليحضرت و با بقاى اعليحضرت براى اينكه ما ملزميم كه اين طور باشد؛ ما التزام داريم، ملتزم هستيم به اينكه بايد فرهنگمان تا يك حد معينى باشد، از اينجا بالا نرود. ما را ملزم كردند به اينكه ارتش شما بايد تحت نظر اينها باشد، ما را ملتزم كردند به اينكه وكلاى شما [را] بايد ما تعيين كنيم، شما خودتان نبايد دخالت داشته باشيد، ملت هم نبايد دخالت داشته باشند! ملتزميم به اين معنا؛ چون ملتزميم پس بايد باشد. اگر اين مطلب را مىگويند، خوب الآن ملت ايران پاشدند مىگويند كه ما اين التزامها را قبول نداريم. تا حالا هم هيچى نشده. حالا هم دارند مىروند؛ دارند دنبال مىكنند اين را. خوب، اينها اگر قبول دارند كه اين يك چيز بدى است لكن ما را الزام كردند، حالا ملت ايران تمامى پاشدند كه اين التزامى كه مىگوييد ما داديم، يا شاه كه «مأموريت» براى وطنش داشته است!- و خودش نوشته «مأموريت براى وطنم» و من هم مىگويم «مأموريت» براى وطنش داشته! لكن او مىگويد مأموريت داشتم كه چه كنم و چه كنم، برسانم آن را به- نمىدانم- «دروازه بزرگ تمدن»، من مىگويم نخير، مأموريت داشتيد براى وطنتان كه نفتتان را بدهيد و- عرض مىكنم- فرهنگتان را به زمين بزنيد و وطنتان را بياوريد به حالى كه الآن هست؛ خرابهاى كه الآن اسمش را ما وطن گذاشتيم!- اگر اينها قبول دارند كه اين رژيم تا حالا خيانت كرده است منتها مىگوييد ملزم است، ملزم است كه خيانت بكند، اين را ما مىتوانيم بپذيريم از وكيل، از وزير، از شاه، از همه اينها كه من ملزمم خيانت بكنم؟! خوب برو كنار! كى تو را ملزم كرده كه نخست وزير بشوى؟ كى تو را ملتزم كرده كه وكيل