صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٠ - وابستگى شاه به امريكا
صدايش در مىآيد مىگويد من هم بايد اينجا يك گوشه ديگر چه بكنم! اينها نمىخواهند اين جور بشود. مىگويند كه ما نفت داريم مىخريم و عوض داريم مىدهيم. عوضْ چيست؟ عوضْ اين است كه اسلحه مىدهيم و ليكن واقع مطلب پايگاه درست كردن براى امريكاست. و الآن ايران- خيلى از جاهاى آن- اين پايگاهها را دارد و مهياست. خوب اين را مىگويند كه يك كارى است كه شده است و مىشود لكن كار خوبى است انسان چنين انساندوست باشد! خوب، اگر اين را هم خوب مىدانند، اين هم يك نفر پيدا بشود از دوستان شاه يا از رفقاى امريكا كه اين مطلب را تصديق كند، به همين طورى كه من طرح مىكنم، و امضا كند! پس اين مطلب را كه نمىتواند كسى بگويد كه اينها كار خوبى است.
وابستگى شاه به امريكا
باقى مىماند در اين زمينه اينكه يك مطلب ديگر بگويند؛ بگويند اين رفقاى شاه و- عرض مىكنم- چاكرها و غلام زادهها [١] كه نه اين طور نيست- چنانچه خود «اعليحضرت» مىفرمايند خير، ما مستقليم و ما احتياج به چيزى نداريم! و ارتش ما الآن جلو روس را مىتواند بگيرد و جلو انگلستان را مىتواند بگيرد و جلو امريكا را مىتواند بگيرد! و خير با تعبير خودِ اينكه «پدر بزرگ» ما نيست كه هر چه او بگويد ما بشنويم! و از اين حرفها. اين مطلب را مىخواهند بگويند كه پايگاه ندارد امريكا در ايران؟ خوب بروند ببينند. [در] ايران پايگاهشان معلوم است: در كوهستان كجا، در كوهستان كجا، در كجا، اين پايگاهها معلوم است همه. ساخته شده وزير زمينيهايش همه درست و مجهز. مىگويند نفت نمىدهيم ما به امريكا! انكار دارند اين را! نه اينكه مىگويند مىدهيم و خوب است؛ مىگويند ما نفت نمىدهيم به امريكا. خوب آن هم كه همه عالم مىدانند كه شما داريد نفت مىدهيد. مىگويند نفت را به اندازه مىدهيم. آن هم همه مىدانند كه اين نفتى كه شما مىدهيد، و خودتان مىگوييد تا بيست سال ديگر يا بيست- سى سال ديگر
[١] اشاره به افرادى مانند منوچهر اقبال و اسد اللَّه علم است كه اولى خود را در عرايضش به شاه «چاكر جان نثار» مىناميد و دومى «غلام خانه زاد».