یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٢ - هجرت و جهاد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٤٦٢
بریدن از آنچه به انسان چسبیده و یا خود را به آنها چسبانده است از قبیل خانه و لانه و زن و فرزند و پدر و مادر و برادر و خواهر و خویشان و دوستان، و جهاد یعنی درگیری. ایندو باید به صورت دو نیروی زنده در انسان همواره وجود داشته باشد که هر وقت بخواهد بتواند خود را از آنچه نبایست به او چسبیده باشد جدا سازد و با هر نیرویی که در برابر او مقاومت میکند درگیر شود تا آن را از میان بردارد.
اینجاست که روشن میشود آنچه به انسان میچسبد منحصر به عوامل خارجی محیط و دشمن خارجی نیست؛ گناهان و عادتهای شخصی و عادتهای اجتماعی، آثار گناهان به انسان میچسبند و نمیگذارند تکان بخورد، انسان را ثقیل المؤنه میکنند و حال آنکه:
کان رسول اللَّه خفیف المؤنة. انسان مهاجر به سهولت عادتها را ترک میکند، سنتهای پوسیده را رها میسازد، عادات زمینگیرساز شخصی و آثار باقیمانده از گناهان را رها میکند و از سرزمین و جوّ روحی بازدارنده هجرت مینماید، همچنان که با نفس امّاره و هواهای نفسانی به شدت درگیر میشود (مثالها از توبهها، ترک عادتها، مخالفتها با رسوم و آداب معمولی، حکایتها از مبارزه با هوای نفس). آیه قرآن که میفرماید: یا ایها المدثر. قم فأنذر. و ربک فکبر. و ثیابک فطهر. و الرجز فاهجر همان هجرت معنوی را بیان میفرماید، همچنان که بعید نیست آیه کریمه و اصبر علی ما یقولون و اهجرهم هجراً جمیلًا (المزمل، ١٠) نیز ناظر به هجرت [از] مصاحبت بدان باشد.
ز. هجرت از مسکن مألوف. بهطور کلی سفر و سیر در ارض از نظر اسلام ممدوح است. افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها و اذان یسمعون بها ... ناظر به این مطلب است، ضمن اینکه مطالعه تاریخ را نیز توصیه میکند. سیر در تاریخ، مطالعه جامعه است در مسیر تغییرات و تحولات زمانی، و سفر علاوه بر این موجب آگاهی بر اوضاع حاضر نیز میشود. جمله «فتکون لهم قلوب یعقلون بها» میتواند شامل این جهت نیز بوده باشد. البته در اسلام سیاحت به