یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - نهج البلاغه - اهل البیت و خلافت - احقیت مولی از راه وصیت، قرابت، وراثت معنوی ( اصلحیت )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٣٧٣
٥. خطبه ١٧٠ (و فیها یحمد اللَّه و یذکر ما جری له یوم الشوری بعد مقتل عمر):
... و قال قائل: انک یا ابن ابی طالب علی هذا الامر لحریص [١] فقلت: بل [٢] انتم و اللَّه لاحرص و ابعد و انا اخص و اقرب، و انما طلبت حقاً لی و انتم تحولون بینی و بینه و تضربون وجهی دونه، فلما قرعته بالحجة فی الملأ الحاضرین هبّ کأنه بهت لایدری ما یجیبنی به.
ایضاً خطبه ١٧١:
و لعمری لئن کانت الامامة لاتنعقد حتی تحضرها عامّة الناس فما الی ذلک سبیل و لکن اهلها یحکمون علی من غاب عنها، ثم لیس للشاهد ان یرجع و لا للغائب ان یختار. الا و انی اقاتل رجلین: رجلًا ادعی ما لیس له و آخر منع الذی علیه [٣] ٦. ایضاً خطبه ١٧٠:
اللّهم [٤] انی استعینک علی قریش و من اعانهم، فانهم قطعوا رحمی و صغّروا عظیم منزلتی و اجمعوا علی منازعتی امراً هو لی، ثم قالوا: الا ان فی الحق ان تأخذه و فی الحق ان تترکه.
٧. خطبه ١٩٥:
[١] مقصود این است که در یوم الشوری شخصی این جمله را گفت.[٢] شرح ابن ابی الحدید، ج ٢، ص ٧٥٣[٣] شرح ابن ابی الحدید، ج ٢، ص ٧٦٥[٤] ایضاً شرح ابن ابی الحدید، ج ٢، ص ٧٥٣