یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - معجزه - مسائل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ١٩٣
علامتِ این است که همه سخنانی که آنجا گفته میشود تأیید میکنم و یا از قبیل دلالت تقریر است که در سنت معتبر است که اگر کسی در حضور پیغمبری عملی را به عنوان اسلام ایجاد کرد و پیغمبر انکار نکرد، علامت تأیید است و الّا اغراء به جهل است.
پس مطلب از اول باید به این صورت مطرح شود که نوع دلالت و نوع آیه بودن معجزه چه نوع دلالتی است، بعد از توضیح این مطلب که دلالت یا قراردادی است یا عقلی و طبعی. دلالت قراردادی مثل دلالت الفاظ و دلالت علائم راهنمایی در جادهها، و دلالت طبعی و عقلی مثل دلالت آثار بیماری بر بیماری که این نوع نیز به دو نوع تقسیم میشود: طبعی و تجربی مثل دلالت آثار بیماری بر بیماری (کدلالة اح اح علی وجع الصدر) و دیگر عقلی و استدلالی مثل دلالت حدوث بر محدث و دلالت امکان بر وجود علت.
نوعی دیگر دلالت هست که آن را شبه عقلی باید نامید، یعنی استدلالی ولی نه بر مبنای مبادی برهانی بلکه بر مبنای خطابی و از طریق حسن و قبحهای به اصطلاح عقلی. طرز استدلالی که در تفسیر البیان آمده از این قبیل است.
این استدلال صحیح نیست. ما اگر فرض کنیم که آن پادشاه آن تحیت را نه به این دلیل بلکه به دلیل دیگر ایجاد میکند، فرضاً بداند چنین ادعایی را که سفیرش کرده، هیچ الزام عقلی بر ترک کار خود ندارد به دلیل اینکه مردم به اشتباه میافتند. مردم از اول باید ببینند آیا رابطهای فی حدذاته میان آن تحیت (مثلًا با کلمه جناب خطاب کردن) و سفارت هست و آیا دلیل قبلی بر این رابطه هست یا نه؟ اگر رابطه قبلی در کار نباشد، هیچ الزامی در کار نیست که مانع اغراء به جهل بشود.
این درست مسئله ضرورت تکذیب است در موردی که شخصی در روزنامه یا خطابه مطلبی را به کسی نسبت میدهد و او تکذیب نمیکند و گوینده حتی علامتی [برای] آن ذکر میکند، مثلًا میگوید علامت اینکه فلان شخص همه سخنان مرا تصدیق دارد این است که