یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٧
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٥٠٧
فرو شدن چو بدیدی برآمدن بنگرمولوی ٢ ١٢٩ فکر آن باشد که بگشاید رهی مولوی ٢ ٤٦٨ قاضی ار با ما نشیند برفشاند دست راحافظ ١ ٢٦٧ قطع این مرحله بیهمرهی خضر مکن حافظ- ٤٣٨ کرم کاندر چوب زاییده است حال مولوی ٣ ١٣٠ گر تو قرآن به این نمط خوانی سعدی ١ ٢٢٤ گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است فرخی یزدی ٧ ٤٧٠ گر در طلب گوهر کانی کانی- ١ ٨٨ گر غافلیور بیدلی خیز و بجوی اهل دلی- ٢ ٤٤٧ گفتا حدیث مهر بیاموزدت جهان پروین اعتصامی ١ ٢٨ گفت موسی را به وحی دل خدامولوی ٧ ٣١، ٣٢ گل بخواهد چید بیشک باغبان سعدی ١ ٦٢ گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری پروین اعتصامی ١٠ ٣٤ گویند مرا چو زاد مادرایرج میرزا ١ ٣٤ لعبت شیرین اگر ترش ننشیندسعدی ١ ٤٢٣ لولم و آرزوی بزم ملولان دارم- ١ ٤٧١ ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسیدحافظ ١ ٤٣٨ مال چون آب است تا باشد روان- ٢ ٥٤ محتسب خم شکست و من سر او- ١ ٢٦٧ مرا نام باید در اقلیم فاش سعدی ١ ٢٣٥ مرد خدا به غیر خدایش نگاه نیست ناجی ٨ ٤١٧ مرد خدا به غیر خدایش نگاه نیست ناجی ٤ ٤٢١ مرگ شیرین گشت و نقلم زین سرامولوی ١٩ ٦٢، ٦٣ من از بینوایی نیم روی زردسعدی ١ ٨٦ من اندر قفای تو میتاختم سعدی ١ ٣٥٩ من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه- ١ ٤٣٨ منعم به کوه و دشت و بیابان غریب نیست سعدی ١ ٤٢٢ من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش- ١ ٦٢ من و تو عارض ذات وجودیم شبستری ١ ٢٨٣ ناله سرنا و تهدید دهل مولوی ٢١ ٢٢٥، ٢٢٦ نفست اژدرهاست او کی مرده است مولوی ١ ١١٣ نکتهها چون تیغ فولادی است تیز- ٢ ٣٢٦ نه دهانی است که در وهم سخندان آیدسعدی ١ ٥٧