یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٦
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٥٠٦
حسرت و زاری که در بیماری است مولوی ٣ ٨٦ خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم سعدی ١ ١٧٨ خشک چوبی خشک سیمی خشک پوست- ١ ٢٢٧ خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو-- ٤٦٦ خوبی روی و خوبی آواز- ٢ ٢٢٨ خوشا شیراز و وصف بیمثالش حافظ- ٤٦٣ خوش باش که پختهاند سودای تو دی- ٢ ٢٥٦ داد معشوقه به عاشق پیغام ایرج میرزا- ٣١ داد معشوقه به عاشق پیغام ایرج میرزا ١ ٣٤ داعی اتحاد اسلامم شیخ احمد رومی ١ ٤١٧ در اقصای عالم بگشتم بسی سعدی- ٤٦٣ درختی که اکنون گرفته است پای سعدی ١ ٨٨ دریغا که بیما بسی روزگارسعدی ٢ ٣٨٨ رازها را میکند حق آشکارمولوی ١٣ ١٧٩، ١٨٠ راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی حافظ ١ ٢٤٠ رطب خورده منع رطب کی کند-- ٩٦ روز محشر هر نهان پیدا شودمولوی ٧ ١٨٠ روی خوش و آواز خوش دارند هریک لذتی- ١ ٢٢٨ ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست سعدی ١ ٢٧٢ سعدیا حبّ وطن گرچه حدیثی است صحیح سعدی ١ ٤٢٢ سوی شهر از باغ شاخی آورندمولوی ١ ١٣٥ شاد باشای عشق خوش سودای مامولوی ٢ ٤٤٧ شبان وادی ایمن گهی رسد به مرادحافظ ١ ٤٣٧ شنیدم گوسفندی را بزرگی سعدی ١ ٢٤٧ شنیدم گوسفندی را بزرگی سعدی ٣ ٢٥٥ صاحب هنر که مال ندارد تغابن است سعدی- ٥٤ صد هزاران فضل داند از علوم مولوی ٥ ٢٣٢ ظاهرش چون گور کافر پر حلل- ١ ٢٤٦، ٢٥٥ عاشقم بر قهر و بر لطفش به جدمولوی ١ ٣٢ عالم افسرده است و نام او جمادمولوی ٣ ٩٩ عالم افسرده است و نام او جمادمولوی ٢ ٢٠٩ عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم حافظ ١ ٣٥ فاش کرد اسپرد جان را در بلامولوی ٩ ٤٤٨، ٤٤٩