یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥١ - مسئله ولایت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٤٥١
درجهای برای این بزرگواران معتقدیم و اینکه در نماز به صورت خطاب به پیغمبر اکرم میگوییم: السلام علیک ایها النبی و رحمة اللَّه و برکاته نیز به همین جهت است، و هم ظهور معجزات ناشی از چنین مقامی است زیرا این مقام تنها تسلط بر ضمایر و اعمال بشر نیست، ولایت و تسلط بر کائنات هم به اذن اللَّه هست. اشتباه کردهاند آنان که پنداشتهاند معجزه فعل و اراده ولی نیست، مستقیماً فعل و اراده خداوند است، بلکه خداوند به ولی خود آن قدرت و اراده و تسلط را میدهد که اگر بخواهد تغییری در عالم ایجاد کند میکند. خدا خطاب به عیسی بن مریم میفرماید: و تبرئ الاکمه و الابرص باذنی و اذ تخرج الموتی باذنی، فعل احیاء و ابراء را به خود عیسی [نسبت] میدهد ولی به اذن اللَّه، و البته معنی اذن در اینجا اذن لفظی و اعتباری نیست بلکه افاضه قدرت و اراده است به ولی. وهّابیین چنین مقامی را برای اولیا انکار دارند و میپندارند که منافی توحید است.
اکنون ببینیم معنی ولایت ما ائمه را، چیست؟ آن چیزی که ما باید داشته باشیم و قبول کنیم و حامل آن باشیم چیست؟ آن سه چیز است:
الف. قبول ولایت حکومتی آنها، یعنی اعتقاد و قبول اینکه آنها از طرف خداوند برای زعامت مسلمین تعیین شده بودند و آنها اصلح و الیق بودند، اعتقاد به اینکه میبایست علی خلیفه پیغمبر میشد نه ابوبکر.
این مطلب مربوط به گذشته است، فعلًا و عملًا تأثیری در زندگی دنیایی و یا آخرتی ما ندارد و- بر خلاف زعم عوام- آن ولایتی که در برزخ و آخرت از ما خواهند پرسید این نیست که بگو ببینیم در چهارده قرن پیش آیا میبایست علی زمام امور مسلمین را به دست بگیرد یا ابوبکر؟ و ما باید جواب بدهیم: علی. معقول نیست که چنین امری یعنی چنین اعتقادی که به هرحال مربوط به گذشته اجتماع مسلمین است تا این درجه اهمیت داشته باشد.
ب. ولایت محبت. به موجب این ولایت، مسلمین باید اهل بیت