یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - نهج البلاغه - عدالت اجتماعی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٣١٣
٣. مقدمه خطبه ٣٣:
قال عبداللَّه بن العباس: دخلت علی امیرالمؤمنین علیه السلام بذی قار و هو یخصف نعله، فقال لی: ما قیمة هذه النعل؟ فقلت: لا قیمة لها.
فقال علیه السلام: واللَّه لهی احب الی من امرتکم الّا ان اقیم حقاً او ادفع باطلًا. ثم خرج فخطب الناس.
٤. خطبه ٩٠ (لما ارید علی البیعة بعد قتل عثمان):
دعونی و التمسوا غیری، فانا مستقبلون امراً له وجوه و الوان، لا تقوم له القلوب و لا تثبت علیه العقول و ان الآفاق قد اغامت و المحجة قد تنکرت، و اعلموا انی ان اجبتکم رکبت بکم ما اعلم و لم اصغ الی قول القائل و عتب العاتب، و ان ترکتمونی فانا کاحدکم و لعلّی اسمعکم و اطوعکم لمن ولیتموه امرکم، و انا لکم وزیراً خیر لکم منی امیراً.
٥. خطبه ٩١ (و فیها ینبه امیرالمؤمنین علیه السلام علی فضله و شرف دقته و یبین فتنة بنی امیة و ذلک کان بعد النهروان و غلبته علی الخوارج):
... وایم اللَّه لتجدن بنی امیة لکم ارباب سوء بعدی کالناب الضروس تعذم بفیها و تخبط بیدها و تزبن برجلها و تمنع درّها.
لایزالون بکم حتی لایترکوا منکم الّا نافعاً لهم او غیر ضائر بهم، و لایزال بلاؤهم حتی لایکون انتصار احدکم منهم الّا کانتصار العبد من ربه و الصاحب من مستصحبه ... فعند ذلک تود قریش- بالدنیا و ما فیها- لو یروننی مقاماً واحداً و لو قدر جزر جزور لاقبل منهم ما اطلب الیوم بعضه فلایعطونیه.