یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - یادداشت نفاق و منافق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢٥٩
سپس درباره ماهیت نفاق بحث کنیم و بعد از آن درباره خطر نفاق و دیگر درباره نقش نفاق در پدید آوردن فاجعه کربلا و نقش حادثه کربلا در مبارزه با نفاق و دریدن پرده نفاق بحث کنیم.
لغت نفاق:
٣. اما لغت نفاق آن طوری که از مفردات راغب برمیآید (نَفَق) که در قرآن هم آمده است: فان استطعت ان تبتغی نفقاً فی الارض او سلماً فی السماء (انعام، ٣٥) به معنی راه نافذ است (و شاید راه مخفی و پنهان). عرب مدعی است که موش صحرایی سوراخی که برای خود در زمین حفر میکند که قهراً دهنهای دارد، در عقب جایگاه خود نقطهای را میکند و از زیر سوراخ میکند به طرف بالا و قشر نازکی از خاک همین قدر که خراب نشود باقی میگذارد. کلفتی آن قشر باید به حدی باشد که اگر دشمن از در وارد شد، او بتواند از عقب خودش را به آن نقطه برساند و محکم سرش را به سقف بکوبد و خراب کند و فرار نماید. پس راه خروج اما پنهان و سرپوشیده و خیلی اسرارآمیز باقی میگذارد.
به عقیده راغب، منافق را از آن جهت منافق میگویند که از یک در داخل میشود و از در دیگر خارج. به گمان ما تنها این نیست، درِ خروجی یک در مخفی و پنهان است و در موقع خطر معلوم میشود که چنین دری بوده است.
ماهیت نفاق:
٤. اما ماهیت نفاق. نفاق یعنی دورویی، اختلاف و تضاد ظاهر و باطن به معنی اینکه ظاهر موافق و باطن مخالف (نه بالعکس) و به اعتباری ظاهر مسلمان و باطن کافر و به اعتباری خوش ظاهر و بدباطن، به اعتباری دو چهره و دودوزه باز. نفاق از مقوله دروغ است، نه تنها دروغ لفظی، از یک جهت اخص است و از جهت دیگر اعم. اخص است از آن نظر که دروغ در مورد همه چیز است ولو مربوط به جابلقا و جابلسا باشد، ولی نفاق دروغ درباره ارائه خود است. اعم است از این جهت که دروغ اختصاص دارد به لفظ و عبارت، و نفاق عبارت است از ارائه لفظی و عملی و ژستی و غیره درباره خود.