یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - نفاق و منافق - سوره بقره، مَثَلها
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ٢٤٠
خوشبینی [١] از یک جهت و اصل پیروزی حق بر باطل از جهت دیگر نام گذاشت و مبتنی بر قبول این جهت است که برای تاریخ بُعدی الهی و فطری قائل است و چیزی است از قبیل غلبه سلامت بر بیماری.
قرآن برخلاف طرفداران مادیت تاریخ، به تاریخ به چشم تیره و بدبینی نظر نمیافکند که مدعی شود تاریخ دو وجهه دارد: وجهه حاکم و وجهه محکوم؛ وجهه حاکم تاریخ همواره وجهه باطل و ظلم و نفاق و زور و خدعه و فریب بوده است اما وجهه عدل، صداقت، برابری، راستی، آگاهی، آزادی به منزله برقهایی بوده که گاهی در ظلمت تاریک تاریخ جهیده و خاموش شده و نیروی اهریمن حکومت کرده است.
مارکسیسم به دو دوره برای تاریخ گذشته قائل است: دوره نور و روشنایی که همان دوره ماقبل تاریخ و ماقبل تمدن است. آن دوره دوره اشتراکیت بوده و نظر به اینکه ریشه و مبنا و زیربنا منحصراً روابط تولیدی است و رابطه تولیدی رابطه مالکیت بوده است و مالکیت بر ابزار تولید مساوی است با دو طبقه شدن و مالکیت بر دین و اخلاق و علم و فلسفه [٢]، پس یک گروه که گروه ظالم بوده حاکم بر تاریخ بوده است و تاریخ سراسر ظلمت و تاریکی و غلبه ظلمت بر نور و محکومیت حق و حاکمیت باطل است. حق مانند نوری بوده که موقتاً درخشیده و فوراً خاموش شده است، مثلش همان خاتم فیروزه بواسحاقی است که حافظ میگوید:
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی | خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود | |