یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠ - معاد - شخصیت، بقا، عینیت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٧، ص: ١٦٠
مواد مشکله سلولهای اوست و لازم نیست عقب جرم لطیف غیر محسوسی برویم که از این مواد جدا بوده، روح یا شخصیت حیاتی موجود را تشکیل دهد.
همه اینها مربوط است به ممیزات. خود روح نیز نسبت به روح دیگر نیازمند به یک سلسله مشخصاتی به این معنی (ممیزات) است.
فرضیه روح برای این نیست که این گونه مشخصات محمل پیدا کند، برای تشخص به مفهوم دیگر است که ان شاء اللَّه بعدها دربارهاش بحث خواهد شد.
صفحه ٢٢١ تحت عنوان «تکیه گاه مادی شخصیت» میگوید:
محل و مرکز شخصیت در کدام عضو بدن است؟ جواب میدهد که:
تمرکز و تجمع عناصر شخصیت و خلاصه شدن آن در یک سلول واحد میسر است. تجربه نشان میدهد که چگونه خصال بی شمار و حتی خطوط ریزه سیما و دقایق عادات یک پدر و مادر در اولاد یا در نوادگان آنها تکرار میشود ... واسطه این انتقال صفات ظاهری و باطنی چیزی جز یک سلول بسیار ریزه نامرئی نیست.
این نیز خلط میان صفات و ممیزات با شخصیت به معنی واقعی فلسفی است. شخصیت قابل انتقال نیست. شخصیت همان نفس هویت و واقعیت و وجود شیء است.
صفحه ٢٢١ و ٢٢٢ نظر عدهای را ذکر میکند که میگویند تنها کروموزومها مرکز شخصیت نیستند، بلکه تمام سلول اعم از پروتوپلاسم و هسته دخیلند. در موجودات چند سلولی همه عناصر و سلولها شرکت دارند.
سپس در صفحه ٢٢٢ نتیجه میگیرد: