انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٦ - باب اول انسان كامل ولى الله است
دفتر دوم مثنوى گويد :
هم سليمانست اندر دور ما *** كه دهد صلح و نماند جور ما
مرحوم حكيم سبزوارى در شرح آن گويد :
([ چه ولى از اسماء خدا است و هميشه مظهر مى خواهد , پس انقطاع ولايت جائز نيست و اولياء خدا هميشه در عالم هستند بخلاف نبى و رسول كه اسم خلقى اند پس انقطاع نبوت و رسالت جائز است]) . [١]
چون در معنى ولى و نبى و رسول تدبر شود ظاهر گردد كه معطى نبوت و رسالت اسم ظاهر است كه احكامشان متعلق به تجليه است , و معطى ولايت اسم باطن است كه مفيد تحليه است و هر چيزى را علامت است و علامت سفراى الهى ولايت است .
و چون ولايت شامل رسالت و نبوت تشريعى و نبوت عامه غير تشريعى مى باشد از آن به فلك محيط عام تعبير شده است . چنانكه در فص عزيز عزيرى([ فصوص الحكم]) فرموده است :
([ و اعلم أن الولايه هى الفلك المحيط العام و لهذا لم ينقطع , و لها الانباء العام , و أما نبوه التشريع و الرساله فمنقطعه وفى محمد صلى الله عليه و آله قد انقطعت فلا نبى بعده مشرعا أو مشرعا له و لا رسول و هو المشرع]) .
مشرع به هيأت فاعلى , آن نبى صاحب شريعت است چون موسى و عيسى و محمد صلوات الله عليهم , و مشرع له به هيأت
[١]شرح مثنوى , چاپ سنگى , ص ١٨٢ .