انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢١٢ - باب نهم انسان كامل مؤيد به روح القدس و روح است
مى گردد كه زمان قول و فعل اتحاد دارد بلكه اطلاق زمان هم راست نيايد , ([ قال الذى عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل أن يرتد اليك طرفك]) . [١] اينكه فعل او در ظرف زمان چون حدس و جذبه حكيم و عارف در صقع نفس گرديده است تا در حدس و جذبه و اراده و مشيت چنين كسى چه پندارى و چه انديشى .
شيخ رئيس در فصل دوازدهم نمط سوم اشارات در اثبات وجود قوه قدسيه از غبى گرفت تا به غنى رسيد . و غنى يعنى غنى از تعلم و تفكر ( تنبيه : و لعلك تشتهى زياده دلاله على القوه القدسيه و امكان وجودها , الخ ) و همچنين در شفا و دانش نامه علائيه و در چند كتب و رسائل ديگرش و همچنين از قديم الدهر حكماى الهى در اثبات قوه قدسيه و امكان وجود آن در صحف قيمه حكمت متعاليه بحث كرده اند : زينون كبير تلميذ ارسطو در رساله نبوت كه فارابى آن را تقرير و تحرير كرد و با ديگر رسائل وى در حيدر آباد دكن هند به طبع رسيد در اثبات نفس قدسى انبيا سخن گفت . و خود فارابى در رساله فصوص [٢] و فخر رازى در مباحث مشرقيه [٣] و شيخ اكبر محيى الدين در فصوص و فتوحات و مير در قبسات و سهروردى در حكمت اشراق و صدرالمتألهين در مفاتيح الغيب و شرح اصول كافى و در اسفار ( فصل نوزدهم مسلك خامس در اتحاد عقل و عاقل و
[١]سوره نمل , آيه ٤٢ .
[٢]اينجانب فصوص فارابى را يكدوره تمام مفصلا به فارسى شرح كرده است و در بسيارى از امهات و اصول مسائل به مشربهاى متعدد عقلانى و عرفانى بحث نموده است .
[٣]مباحث مشرقيه , ج ١ , ض ٣٥٣ .