انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٩٥ - باب هشتم انسان كامل شجره وجود و كمال است
العقل المستفاد و لقوته العمليه العداله و هيهنا يتختم الشرف فى عالم المواد]) .
حاصل اينكه مقصود از خلق منحصر در انسان كامل است و خلقت ساير اكوان از جمادات و نباتات و حيوانات از جهت احتياج به ايشان در معيشت و انتفاع به آنها در خدمت است . و تا آنكه مواد ضايع و مهمل نگردد , صاف و زبده مواد خلقت انسان گرديده است چه حكمت الهيه و رحمت ربانيه اقتضا مى كند كه هيچ حقى از حقوق فوت نشود بلكه هر مخلوقى بقدر استعداد خود به سعادت خود برسد .
و همچنين جناب شيخ را در آخر الهيات شفا بيانى شافى در اين غرض اسنى است كه :
([ رؤس هذه الفضائل عفه و حكمه و شجاعه و مجموعها العداله و هى خارجه عن الفضيله النظريه , و من اجتمعت له معها الحكمه النظريه فقد سعد و من فاز مع ذلك بالخواص النبويه كاد أن يصير ربا انسانيا و كاد أن تحل عبادته بعد الله تعالى و هو سلطان العالم الارضى و خليفه الله فيه]) .
غرض اين كه اشرف موجودات و اعظم مخلوقات به حسب نوع انسان است , و به حسب شخص فرد كامل آن است كه كمال عالم كونى و غايت حركت وجوديه و ايجاديه است .
راقم گويد : يا بايد به پندار سو فسطايى بود كه منكر حقيقت و واقعيت است , و بر خردمند پوشيده نيست كه اين سخن سخت