انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢١٨ - باب نهم انسان كامل مؤيد به روح القدس و روح است
به برهان و شهود عرفان سخن راندند و از اهل بيت وحى نيز به معاضدت برهان و وجدان آن بزرگان , و امضاى حكم عقلى و شهود عرفانى ايشان رواياتى چند صادر شده است .
عالم ماده امكان استعدادى دارد و موجود مادى كه بخواهد به كمال خود برسد به تدريج نائل بدان مى شود و از مرتبه نازله بسوى مرتبه كامله يعنى از نقص به كمال و از قوه محض بسوى كمال مطلق رهسپار مى گردد , و همين كه دمبدم هرگونه استعداد مى يابد به فراخور آمادگى خود فيض مى گيرد كه محال است مستعد قابل بالفعل محروم بماند .
از جانب فياض على الاطلاق هيچگونه امساك نيست و در افاضه خود حالت منتظره ندارد وگرنه در عليت خود تامه و در كمالات وجودى خود به فعليت محضه نخواهد بود و حال اينكه واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است پس فيض على الدوام فائض است و آنچه براى ممكن به امكان عام است در آن مقام واجب الوجود بالذات بوجوب و فعليت محضه است . حال اگر قابل هم در قابليت تام باشد براى گرفتن حقائق و علوم هيچ حالت منتظره اى براى او نخواهد بود . بنابراين صاحب روح قدسى و مؤيد به روح القدس كه غنى در مقابل غبى است محل قابل كامل در قبول دارد . لذا چنين روحى بايد مظهر و مصداق تام اسماى تعليمى و تكوينى علم آدم الاسماء كلها باشد , كه هم فاعل در فاعليت تام است و هم قابل در قابليت .