انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٧ - باب ششم انسان كامل حجه الله است
فقير گويد : انكار وجود آن حضرت در حقيقت انكار قدرت بارى تعالى است منت خداى را كه فقير را همچنان آفتاب روشن كه كيمياگر از اجزاى متفرقه اكسيرى ساخته بر نقره طرح مى كند و آن نقره را طلاى احمر مى سازد و حال آنكه نقره در اندك زمان پوسيده و نابود مى شود و طلا بر عكس آن چند هزار سال بر يك منوال است و نابود نمى شود , پس اگر ولى خدا مانند آن كيمياگر از اكسير التفات خويش بدن خود را همرنگ روح گرداند و باقى و دائم سازد بعيد نخواهد بود . آنانكه منكر وجود آن حضرتند و لفظ مهدى و صاحب الزمان را تأويل مى كنند از كوردلى ايشان است و الا به اندك شعورى چه جاى انكار است , ([ والله يهدى من يشاء الى صراط مستقيم]) . [١]
اين بود كلام محققانه مرحوم شيروانى در بستان السياحه كه به عنوان مزيد بصيرت نقل آن را مغتنم دانسته ايم .
علاوه اينكه اعاجيب تأثيرات تكوينى نفس از حبس دم و ديگر رياضات و مجاهدات حتى از طوائفى با وجود كفر آنان از حد عد و احصا خارج است و بسيارى از آنها در زبر مربوطه مسطور است , تا چه رسد در خواص نفسى كه قدسى , و عقل فعال مصادف وجود طبيعى است . و تا حدى در دم و وهم و غير آنها كه مرتاضان را است در باب سى و نهم كتاب([ غايه المراد فى وفق الاعداد]) كه از اصول و امهات كتب علم شريف اوفاق است , عنوان شده است كه موجب اعجاب آدمى است و ما از جهت خوف اطناب از عنوان آن اعراض
[١]بستان السياحه ( چاپ سنگى ) ص ٥٣٩ .