انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٨٦ - باب هفتم انسان كامل عقل مستفاد است
براى انسان كامل بالفعل واجب اند .
اين مرتبه شامخ عقل مستفاد به اصطلاح ارباب قلوب , قلب ناميده مى شود چنانكه علامه قيصرى در اول شرح فص شعيبى فصوص الحكم مى فرمايد([ : القلب يطلق على النفس الناطقه اذا كانت مشاهده للمعانى الكليه و الجزئيه متى شاءت و هذه المرتبه مسماه عند الحكماء بالعقل المستفاد]) .
اين چنين فرد را آدم و انسان كامل و جام جهان نما و آيينه گيتى نما گويند و به أسامى بسيار ديگر نيز نامند و در موجودات داناتر و بزرگوارتر از او موجودى نيست كه زبده و خلاصه موجودات است و تمام عمال كارخانه وجود از اعلى تا به اسفل از ملائكه كروبى تا قوى منطبع در طبايع , از عقل نخستين تا هيولى اولى خادمان اويند و گرد او طواف مى كنند .
اتحاد و فناى نفس در عقل كل
و چون انسان كامل عقل مستفاد است در شأن او([ اذا شاءوا أن علموا , علموا , يا أعلموا يا علموا]) صادق است نه فقط مرتبط با عقل بسيط است كه عقل كل است . بلكه متصل , بلكه متحد با آن است , بلكه اتحاد هم از ضيق تعبير است چه مطلب فوق آن است و از روى