انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٥ - باب ششم انسان كامل حجه الله است
متخلق به اخلاق ربوبى شود .
صدر قونوى در فكوك در واسطه فيض بودن انسان كامل سخنى به كمال دارد كه :
([ الانسان الكامل الحقيقى هو البرزخ بين الوجوب و الامكان و المرآه الجامعه بين صفات القدم و أحكامه , و بين صفات الحدثان و هو الواسطه بين الحق و الخلق و به , و من مرتبته يصل فيض الحق و المدد الذى هو سبب بقاء ما سوى الحق فى العالم كله علوا و سفلا , و لولاه من حيث برزخيته التى لا تغاير الطرفين لم يقبل شى ء من العالم المدد الالهى الواحدانى لعدم المناسبه و الارتباط و لم يصل المدد اليه]) .
نتيجه بى دغدغه اى كه از اين تحقيق حاصل است امكان دوام چنين انسانى كه كامل حقيقى برزخ بين وجوب و امكان مى باشد در نشأت عنصرى است .
خواجه طوسى در تنسوخ نامه در صفت زر گويد([ : اما صورت جوهر زر به هيچ چيز از كيفيات عناصر اربعه فساد نپذيرد , و هيچ قوت عنصرى او را باطل نتواند كرد , و بيشتر فلزاتى را كه با او امتزاج دهند او را بسوزاند و زر خالص بماند و غش را از او پاك گرداند . و اگر زر خالص را مدتهاى مديد در زير زمين پنهان دارند هيچ چيز از او كم نگردد و لون آن متغير نشود بخلاف جواهر ديگر]) .
و در صفت نقره گويد([ : نقره زر است اما پايندگى آن چندان نيست كه از آن زر , و زود به داروها سوخته و ناچيز گردد , و در زمين به