انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢١٠ - باب نهم انسان كامل مؤيد به روح القدس و روح است
گذشت فوق وضع و محاذاه و ارتباط و اتصال و اتحاد است , و از ضيق لفظ به فناء تعبير كرده اند . اين چنين كس از كثرت حدت ذهن و شدت ذكاء و صفاى روح به حكم ([ علمه شديد القوى]) [١] , بلاواسطه معلم بشرى از كمال مطلق مى گيرد .
مؤيد به روح القدس و روح چنانكه از تعلم بشرى غنى است همچنين از فكر بشرى فراتر است كه قوت حدس او كما و كيفا چندان قوت دارد كه از تفكر و تروى بى نياز است . و حدس انتقال دفعى بى تروى است , بلكه سخن فراتر از اين است كه ([ : صد چون سروشش حلقه به گوشش]) .
فكر و حدس
فكر در مقابل حدس از ضعف نفس و وهن عقل نظرى است , چه فكر حركت دورى از مراد اجمالى به مبادى و سپس از همين مبادى بالحاظ ترتيب و اوضاع خاص به همان مراد رسيدن است , كه آن هم اول است و هم آخر , جز اينكه در اول مجمل و مبهم بود و در آخر مفصل و مبين . ولى مؤيد به روح القدس از اين تعب و حركت فكرى مستغنى است . و خلاصه همان است كه مير سيد شريف در
[١]سوره نجم , آيه ٥ .