انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٣١ - باب دهم انسان كامل محل مشيه الله است
حصلت ببيابان دهستان طلبته فلم يعش و خلف ولدا أعظم خاصيه فى هذا الباب منه فرأيت منه عجائب نيست أكثرها فكان من جملتها أن الافاعى تصد عن عزه و تحيد عن تنفسه و تخدر فى يده]) . [١]
يعنى([ برايم حكايت شد كه در بيابان دهستان مردى است كه مارها و افعى هاى جدا كشنده از دم او حذر مى كنند و بدن او به گزيدن مار ريش نمى گردد و پوست باز نمى كند , و مادامى كه مار را وادار به گزيدن نكند مار او را به اختيار نمى گزد , و اگر مارى او را بزند مار مى ميرد , و حكايت شد كه مار بزرگى او را زد مار بمرد و او را تب يك روزه عارض شد . سپس من كه به بيابان دهستان رفتم آن شخص را طلب كردم زنده نبود , فرزندى بجاى گذاشت كه خاصيت او در اين باب از پدرش عظيم تر بود از او عجائبى ديدم كه بيشتر آنها را فراموش كردم , از جمله آنها اينكه افعى ها از عز و قوت او روى بر مى گرداندند و از دم او دور مى شدند و در دست او فسرده مى گرديدند]) .
از اينگونه عجائب مخلوقات بسيار است و اصلا آن ذره اى كه در دار هستى از عجائب نيست كدام است جز اينكه ما با بعضى انس گرفته ايم در نظر ما عجيب نمى آيد , و با اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود , بعضيها اسرار بى انتهاى بزرگترين كتاب الهى اعنى انسان كه او را در هيچ مقامى حد يقف نيست و از هر بزرگى بزرگتر است انكار دارند و يا عناد مى ورزند .
جناب استادم علامه شعرانى قدس سره در راه سعادت فرمود([ : از
[١]شفاء ( چاپ سنگى ) ج ١ , ص ٤١٧ .